زیتون– جمعی از فعالان ملی و مذهبی ضمن صدور بیانیه‌ای مردم را به شرکت در مراسم یادبود زنده باد پوران شریعت رضوی دعوت کردند.

پوران شریعت‌ رضوی  روز جمعه ۲۶ بهمن در سن ۸۴ سالگی در تهران درگذشت. او پس از سکته مغزی در بیمارستان لاله تهران بستری شده بود.

شریعت‌ رضوی از دانشگاه سوربن دکترای ادبیات فارسی داشت. موضوع پایان‌نامه‌ی او که در سال ۱۹۶۳ به راهنمایی ژیلبر لازار از آن دفاع کرد، توصیف طبیعت در شعر تغزلی فارسی در قرن هفتم است.

پوران شریعت رضوی٬ همسر علی شریعتی و خواهر مهدی شریعت رضوی٬ یکی از سه کشته ۱۶ آذرماه در دانشگاه تهران٬ بود.

از تشیع پیکر پوران شریعت رضوی در حسینیه ارشاد جلوگیری به عمل آمده است.

پیکر پوران شریعت رضوی درامامزاده عبدالله و در کنار مزار برادرش مهدی، و همچنین احمد قندچی و مصطفی بزرگ‌نیا، سه دانشجوی کشته شده ۱۶ آذر ۳۲ به خاک سپرده خواهد شد.

متن کامل این بیانیه که برای انتشار در اختیار «زیتون» قرار گرفته٬ به شرح زیر است:

پوران شریعت رضوی زنی مستقل، مقاوم و عاشق بود

پیکر پوران شریعتی را به فرموده ماموران بی نام به حسینیه ارشاد راه ندادند. و این آخرین صفحه دفتر زندگی این زن مستقل، مقاوم و عاشق بود. مردمی که به تشییع آمده بودند اما نشان دادند حسینیه ارشاد یک ساختمان نیست بلکه یک نماد است، نمادی نه از جنس سنگ و آجر و آهن بلکه از جنس جان و روان؛ رگ و خون که در دل های انسان های دردمند این سرزمین ساخته شده است. آنها با دل های شان نماز عشق و احترام بر این پیکر خسته آرمیده از رنج دوران خواندند.
پوران شریعتی تنها رنج کشیده از دست دادن دو برادر در کودکی و جوانی و شوی آرمانخواهش در میاسالی نبود او رنج کشیده کل دوران بود. هزینه ای که این زن مقاوم و مداوم در طول زندگی اش پرداخت هزینه استقلال شخصیتی اش بود. استقلالش در زندگی و تحصیلش در یک شهر سنتی با مناسباتی تعصب آمیز؛ در عشق و ازدواج دلبخواهش در میانه دو خانواده متفاوت؛ در روابط درون خانوادگی اش در نسبت با همسری که یکسره چشم بر آرمان هایش داشت و زندگی شخصی و خانوادگی را در حاشیه آن می دید؛ در برابر تهدیدها و تطمیع های مستمری که پس از مرگ همسر معروف و شدیدا محبوبش به ویژه پس از انقلاب داشت از دعوت به وکالت و معاونت وزارت و ریاست سازمان زنان و… که او ضمن استکاف از آن، خدمت به مردم و کارهای مدنی همچون بانی خیر شدن برای ساختن هفت مدرسه در جنوبی ترین مناطق تهران با استفاده از اعتبار اجتماعی اش، را برگزید و وقتی می خواستند مدرسه دخترانه را به پسران بسپارند دختران را تشویق کرد که زیربار نروند و دختران مدرسه را تسخیر کردند!
پوران شریعتی که شغل معلمی را بر هر شغلی ترجیح می داد و عمری با مناعت و قناعت زیسته بود را با تمهیدات مختلف خانه نشین و بازنشسته می کنند اما او از پای در نمی آید و توانش را یکسره در راه انتشار بی قید و شرط آثار همسرش مصروف می کند که از سوی بعضی می رفت فدای محافظه کاری های معمول روزگار شود و انتشار بعضی آثار که تصور می کردند «فعلا مصلحت نیست منتشر شود!» را به همت دوستان وفاداری همچون زنده یاد مجید شریف و همراه خستگی ناپذیر امیر رضایی پی می گیرد و آثاری چون «تشیع علوی و تشیع صفوی»، «چه باید کرد؟» و «مذهب علیه مذهب» و… برای علاقه مندان عاشق منتشر می شود.
پوران شریعتی چه در مسیر فردی اش و چه در زندگی خانوادگی اش و چه در عرصه بزرگتر جامعه همواره واقع بین، عمل گرا، مستقل، مقاوم و عاشق بود. عاشق والدین و برادران، عاشق همسر و فرزندانش و عاشق همه مردم. در عین عشقی سرشار و بی قید و شرط اما در هر سه عرصه او استقلال و زبان صریح و گاه تند و نگاه انتقادی اش را هیچگاه از دست نمی دهد. او نه پیرو و مطیع پدر است، نه همسر و نه صاحبان قدرت (چه در حکومت و چه بر علیه آن). وی جلوی هر گونه سوء استفاده از حیثیت و اعتبار فردی و خانوادگی اش را از سوی هر کس که باشد می گیرد. او دست رد به هر پیشنهاد آلوده به اغراض سیاسی را در اوج فقر و قناعت می زند. اما همو همیشه عاشقانه دلسوز همه اعضای خانواده و فرزندانش و همه مردم به خصوص جوانانی است که به چشم فرزندان متنوع و گونه گونش به آنها می نگرد. چه یک رزمنده از جبهه برگشته باشد و چه زندانی سیاسی رهیده از بند.
پوران شریعتی ضمن حفظ فاصله و استقلال همیشگی از شویش (که بسیاری تلاش میکردند با تمسک و توسل به نام و اعتبار او جای و جایگاهی بیابند)، اما همانگونه که در زندگی شخصی عشقی سرشار و وقت گذار داشت در عرصه عمومی نیز تلاشی خستگی ناپذیر داشت که نام و یاد و راه شویش مستقل بماند و پیام عرفان و برابری و ازادی اش گسترانیده شود و به هنگامی که حتی نحوه پوشش او دستاویزی برای حمله اتحادیه زر و زور و تزویر به نام و اعتبار شوهرش تبدیل می شد خود نگاهبان مستقل این خانه و پیام باشد. چه باک که در پایان عمر همان اتحادیه کینه ورزخوش خیالانه خود وی را به درون این ساختمان سنگی راه ندهند! او قبلا از راه دل ها به درون این خانه بزرگ، به وسعت سرزمین ایران، راه یافته بود. و این ماندگارتر است…
در پایان ما جمعی از فعالان ملی- مذهبی از کلیه هموطنان دعوت می کنیم به پاس یک عمر تلاش و خدمات زنده یاد پوران شریعت رضوی در مراسم بزرگداشتی که روز پنج شنبه دوم اسفند ماه ۱۳۹۷ از ساعت ۱۷ تا ۱۹ در «کانون توحید» (تهران، میدان توحید، خیابان توحید، خیابان پرچم) از سوی خانواده دکتر علی شریعتی برگزار خواهد شد، شرکت نمایند.

اسماعیل آزادی، حمید آصفی، رضا آقاخانی، زهرا آقاخانی، محمدرضا آهنی، محمد ابراهیم زاده، سید صابر ابطحی، هادی احتظاظی، مهرداد احمدزاده، مهتاب احمدی، ابراهیم اصغری منیر، محمد افشار، زهره امامی، سارا امانی، مهدی امین زاده، هاشم باروتی، عبدالعلی بازرگان، سعید باقرنژاد، حسین بحیرایی، رسول بداقی، محمد برقعی، انیسه بیات، عباس پور اظهری، مهسا پور مقرری، محمد جمادی، جعفر جودکی، فرانک چالاک، محمد چاووشیان، مهدی حسنلو، کوثر حضرتی گلدیانی، رضاگودرزی،ولی حق شناس، یونس حکمت دوست، حوریه خانپور، پریسا خالقی، امیر خرم، محمد خیرالدین، محمود داوران، شهریار دبیرزاده، معصومه دهقان، رضادبیر،محسن رحمانی، جواد رحیم پور، زهرا رحیمی، یونس رستمی، حمیدرضا رسولیان، احسان رضایی، سعید رضایی، محسن رضایی، فرزانه رهرو، رقیه زارع پور، مسلم زمانی، احمد زمانی، پرویز زندی نیا، حسین سربندی، علی سلطانی، جواد سلیمانی، زهرا سیادت، معصومه شاپوری، لاله شاکری، مهدی شعبانی خلج، سید علی شیخ الاسلامی، ماندانا صادقی، جلال صمصامی، ملیحه صندوقداران، سوسن طلوعی، روئین عطوفت، سید ابوذر علوی، سیده سمیه علوی، سیده مینا علوی، سیده لیلا علوی، نسرین علوی، رضا علیجانی، محمدحسین غفارزاده، رضا غفوری، فرشید فاریابی، منیژه فتحی، اسدالله فخیمی، حسن فرشتیان، علی فرید یحیایی، عزیز قاسم زاده، پَرَن قاسمی، ابوالفضل قدیانی، کیارش کاظمی، رضا کاظمی فومنی، هادی کحال زاده، حسین کربلایی، غلامرضا کرد، محمد کریمی، ملیحه کریم الدینی، حسین کشوردوست کلتی، علی کلایی، پروین کهزادی، پانته آ کهنداد، مهران کهن پور، جعفر کیوانچهر، مسعود لدنی، جواد لعل محمدی، حسین مجاهد، سیران محمدحسینی، رضا محمدی، محمد محمدی، زینب محوی، مرتضی پور، رضا مسلمی، رضا مسموعی، احمد مظفری، ژیلا مکوندی، مهدی ممکن، سید حسین موسوی، حسین میرزانیا، فرامرز نجاری، فرشاد نوروزیان، مهدی نوربخش، اکبر نوری، احمد هادوی، مصطفی یاراحمدی، احمد یزدانی، اسماعیل یزدانی، حسن یوسفی اشکوری

بازگشت به صفحه اول