زیتون-مراسم بزرگداشت پوران شریعت رضوی از سوی جمعی از علاقه مندان به شریعتی و نواندیشی دینی در لندن برگزار شد.

به گزارش زیتون، در این مراسم جمیله کدیور و رضا علیجانی ضمن ابراز همدردی و تسلیت با خانواده شریعتی و بازماندگان و علاقه مندان فکری آنان به ایراد سخن پرداختند.

جمیله کدیور مروری بر سه مرحله زندگی پوران شریعت رضوی که وی را «نماد ایثار در عین استغنا و استقلال» می خواند را با این جمله معروف آغاز کرد که «پشت هر مرد موفقی یک زن توانا و صبور و مقاوم ایستاده است». و در ادامه گفت بهترین تعریف از پوران همانست که دکتر شریعتی در وصف او می گوید که «و تو شاید بدانی که سالهاست چهار کلمه آزادی ، کتاب ، پدر، و پوران چهار بُعد روح و فکر من است».

وی مرحله اول زندگی پوران شریعت رضوی را دوران تجرد او و رشدش در یک خانواده روشن مذهبی معرفی کرد. خانواده ای که پدر و بخصوص برادران مشوق تحصیل و تحصیلات عالیه برای خواهرشان هستند و مخالف ازدواج سنتی با انتخاب خانواده. او در خانواده از همان امکانات و امتیازاتی برخوردار بود که برادرانش.

خانم کدیور چند بار در طی سخنانش تاکید کرد که اهمیت این مسائل را باید در بستر تاریخی هفتاد، هشتاد سال پیش در نظر گرفت.

این نواندیش دینی ادامه داد پوران خانم در هفت سالگی یک برادر را از دست داد و بعد از شهادت برادر دوم، در شرایط بیماری و افسردگی مادر زمام امور و چرخاندن خانواده را در مقاطعی بر عهده گرفت.

وی در ادامه به تحصیل پوران شریعت رضوی در تهران و سپس در مشهد و حضور مشترک او و علی شریعتی در یک کلاس اشاره کرد که به دلدادگی علی به پوران منجر شد. پوران شریعت رضوی تا مدتها در برابر خواستگاری علی مخالفت و اظهار می کند که قصد ازدواج ندارد و می خواهد تحصیلاتش را تا دکترا ادامه بدهد. مسئله ای که علی شریعتی هم از آن استقبال میکند. بالاخره پس از پیگیریهای زیاد علی شریعتی و چند بار خواستگاری از پوران، بالاخره او هم همدل می شود و بدین ترتیب مرحله دوم زندگی او آغاز می شود.
جمیله کدیور در تحلیل این مرحله از زندگی پوران شریعت رضوی به حفظ استقلال شخصیتی پوران از خانواده خود و همسرش و ادامه تحصیل و اشتغال پوران اشاره کرد. او در این مرحله هم به ادامه تحصیل می پردازد و هم کار می کند. حقوق او از حقوق علی هم بیشتر است. در زمانی هم که علی به خاطر شاگرد اولی اش به صورت بورسیه برای ادامه تحصیل به پاریس میرود پوران حتی برای او کمک هزینه هم می فرستد.

پوران در تنهایی و بدون همسرش اولین فرزندش را به دنیا می آورد. این تنهایی در برخی زایمان های بعدی او نیز تکرار می شود که علی در دسترس نیست!

پوران در پاریس هم درس می خواند و هم کار می کند و هم مسئولیت مادری سه فرزند و مدیریت خانواده را برعهده دارد تا آنجا که حتی از طرف علی برای خانواده او نامه می نویسد تا آنها را از سلامتی شان مطلع کند. او هماهنگی میان نقش های محوله را به نحو احسن انجام می دهد که می تواند الگویی برای زنان و دختران جوان ما باشد.

در بازگشت در حالی که او دکترای دانشگاه سوربن را دارد اما به این خاطر که خواهر آذر شریعت رضوی دانشجوی کشته شده در ۱۶ آذر ۱۳۳۲ است با تدریس او در دانشگاه مخالفت می شود و او به اجبار در آموزش و پرورش به معلمی می پردازد.

پوران در این مرحله باز مسئولیت رتق و فتق امور خانواده را برعهده دارد. او مامن و محافظ خانواده است و امنیت را برای آنان به ارمغان می آورد. هم تامین مالی و هم امنیت روانی. او جای پدر را که یا در حال سخنرانی است یا در سفر است و یا در محبس برای فرزندان به بهترین شکل ممکن پر می کند.

مرحله سوم زندگی پوران دوران پس از مرگ همسر است. اولین عکس العمل او مخالفت با پیشنهاد حکومت برای بازگشت پیکر علی شریعتی با یک هواپیمای اختصاصی دولتی و تشییع رسمی اوست. او به ماموران حکومت می گوید برای استاد دانشگاهی که قدرت خرید ملزومات اولیه زندگی اش را نداشت لازم نیست شما مراسم بگیرید!
او فرزندان غمزده از مرگ پدر را به اینکه زندگی ادامه دارد فرا می خواند و در آنها روحیه امید و زندگی می دمد. بعدا نیز آنها را برای حفظ امنیت شان و برای ادامه تحصیل جهت رشد و پیشرفت به خارج از کشور می فرستد.
جمیله کدیور در اینجا گفت پوران خانم با تحویل دادن چهار فرزند تحصیلکرده و روشنفکر دین خود را به خوبی به جامعه اش ادا کرده است.

وی در توضیح شرایط پوران شریعت رضوی در دوران بعد از انقلاب نیز گفت بعد از انقلاب هم عذر پوران را به صورت محترمانه از تدریس خواندند و با عضویتش در هیئت علمی دانشگاه هم مخالفت کردند و وی به اجبار خانه نشین شد.

خانم کدیور در ادامه افزود که مهمترین کار پوران خانم در این دوران طولانی جمع آوری و انتشار آثار نیمه تمام و شفاهی علی شریعتی با کمک و همت بعضی از علاقه مندان بنا به توصیه قبلی خود علی شریعتی بود که در نامه ای ابراز امیدواری کرده بود پوران نوشته های او را جمع آوری و منتشر کند. وی زندگی اش را در این مرحله وقف انتشار افکار و آثار علی شریعتی کرد. استمرار اندیشه و گفتمان شریعتی مدیون تلاش زایدالوصف پوران است.

پوران خانم در این دوران با انتشار کتاب طرحی از یک زندگی نیز خاطراتش و واقعیات زندگی اش با علی شریعتی را بازگو و منتشر کرد و با طرح خاطراتی از زندگی مشترکش جنبه هایی ناگفته از شریعتی را بیان و به قولی از او اسطوره زدایی کرد.

پوران شریعت رضوی در تمام دوران بعد از انقلاب تا مرگش فاصله اش را با نهاد قدرت حفظ و استقلال اقتصادی همیشگی اش را نگه داشت. در این دوران از سوی برخی نیز به او پیشنهاد وکالت و معاونت وزارت و ریاست سازمان زنان و … می دهند اما او همه را رد می کند. وی می گوید شما به دنبال پوران شریعت رضوی نیستید شما می خواهید از اعتبار علی شریعتی بهره برداری کنید.

جمیله کدیور تاکید کرد به رغم جایگاه دکتر شریعتی در انقلاب، پوران و فرزندانش بدنبال سهم خواهی از انقلاب نبودند و نگهبان میراث شریعتی بودند که به قول خود او فقر و کتاب و آزادی بود.

این نواندیش دینی در جمعبندی بحثش گفت پوران خانم خودش آرزوهای بزرگی داشت ولی همانطور که خودش می گوید عمل گرا بود و محدودیت ها و امکانات و شرایط تحمیل شده پیرامونی را در نظر می گرفت و بدنبال آنهایی بود که امکان تحقق عملی داشت. او علیرغم همسر علی شریعتی بودن مستقل بود و تحت تاثیر افکار و شهرت و محبوبیت او قرار نمی گرفت. همانطور که خانم دکتر رهنورد در نامه اش در سوگ پوران خانم از قول دکترعلی شریعتی در سخنرانی اش در حسینیه ارشاد آورده، خواهر آذر شریعت رضوی و همسر علی شریعتی بودن باعث شد پوران خانم خیلی از حقوق و امکانات و امتیازات را از دست بدهد از جمله امکان تدریس قبل و بعد از انقلاب. اما او صبور و مقاوم باقی ماند.

خانم کدیور ضمن انتقاد از افراد و رسانه هایی که سعی می کنند چنین القا کنند که دکتر پوران شریعت رضوی در سایه و حاشیه مردان خانواده بود، پوران شریعت رضوی را زنی کامل، نماد ایثار، استغنا و در عین استقلال دانست.

رضا علیجانی سخنانش را تحت عنوان «زن شورشی و زندگی مرزی» با دو مقدمه نمادین و سه نکته اصلی ایراد کرد.

وی راه ندادن پیکر پوران شریعت رضوی به حسینیه ارشاد را نماد فاصله بین انقلاب و جمهوری اسلامی دانست. علیجانی گفت گفته می شود شریعتی معلم انقلاب است اما پیکر «نیمه زندگی» اش را به حسینیه ای که با او نامدار شده است راه ندادند. به تعبیر دوستی «پیکر پوران بهانه است؛ نواندیشی دینی نشانه است!». خواستند بگویند حسینیه تان هم دست ماست و شما را هم به آن راه نمی دهیم.

مقدمه نمادین دوم جمع شدن بسیاری از به ظاهر اضداد در یک مراسم بود که علیجانی با وام گیری از یادداشتی در همین باب گفت در این مراسم ویولن با قرآن، نوگرا با سنتی، مذهبی با غیر مذهبی، مانتویی با چادری، شهری با روستایی، تهرانی با شهرستانی، فارس با ترک؛ در یک بزرگداشت و یک یاد گرد هم آمدند. این نشان از استعداد ایجاد ائتلاف و همبستگی توسط این فکر و این راه دارد. وی همین نماد را معبری برای ورود به اولین نکته اش گرفت که پوران شریعت رضوی (و خانواده اش) زندگی مرزی در سه حوزه ای داشتند که در جامعه ما متاسفانه دارد قطبی می شود. اولین حوزه اش بین سنت و زندگی سنتی و زیست جهان و زندگی مدرن است.
علیجانی به شرح زندگی و ازدواج پوران و علی پرداخت که خود نشانه ای از پیوند دو زیست جهان متفاوت بود. پوران و علی و فرزندانشان همین تلفیق و زندگی مرزی را ادامه داده اند و این بهترین سناریو برای آینده ایران ماست که می رود دچار قطب بندی هایی ویرانگر شود.

این نواندیش دینی و فعال سیاسی ملی- مذهبی به دو مدل مصر و تونس اشاره کرد که در اولی سنتی ها و مدرن ها از دو سو به تقابلی ویرانگر با هم پرداختند و ارتش که نفوذی وسیع در اقتصاد و سیاست مصر داشت زد و برد و هر دو را سرکوب و خانه نشین کرد. در تونس اما به علت هوشیاری هر دو طرف، در سیاست و حکومت و مدیریت به جای تقابل به تعامل پرداختند و کشورشان را از گردابی که مصری ها و قبل تر ایرانی ها به آن دچار شده بودند نجات دادند. این دو قطبی آینده ما را تهدید می کند و خانواده شریعتی و شریعت رضوی نمونه ای از این زندگی مرزی موفق و پردستاورد است.

علیجانی حوزه دوم زیست مرزی را بین «سیاست و زندگی روزمره» دانست. وی گفت پوران شریعت رضوی سیاسی نبود اما سیاست همیشه در زندگی اش حضور داشت و آسیب هایش را به او وارد می کرد. از مرگ یک برادر در هفت سالگی پوران خانم و مرگ برادر دیگرش در نوزده سالگی تا مرگ همسر و پیامدهایش در ۴۳ سالگی؛ از حمله چماقداران به منزل آنها در ۴۷ سالگی اش و از بی رحمی و ناامنی مستمر پس از آن تا مدت ها و تا هنگام تشییع پیکرش. پوران غیر سیاسی اما در همه آن دوران مرعوب تهدیدها و تسلیم تطمیع ها نشد و از حرمت و سرمایه اجتماعی همسر و خانواده اش ضمن حفظ استقلال و مرز شخصی اش با سیاست و حکومت، دفاع و نگاهبانی کرد.

این فعال سیاسی ی به لزوم ایجاد پیوند ظریف و پیچیده بین سیاست زندگی و سیاست رهایی از سوی همه فعالان سیاسی اشاره کرد که آرمانخواهی شان باید با زندگی روزمره جمع کثیر جامعه غیر سیاسی هم پیوند بخورد.

علیجانی حوزه سوم زندگی مرزی را بین «عشق و اختلاف» دانست. وی به دو قطبی عشق های سنتی و یا رمانتیکی اشاره کرد که استقلال و حقوق زن را در فرهنگ و اولویت مردسالارانه محو می کند و یا در حق خواهی و استقلال طلبی که به مردستیزی دامن می گسترد. پوران شریعتی ضمن عشق وافری که به شریعتی داشت (عشقی که ابتدا یکطرفه و از سوی علی به او بود و به تدریج دو طرفه شد!) اما این باعث نمی شد او از استقلالش کوتاه بیاید یا عقاید و سبک زندگی اش در عقاید و سبک زندگی همسرش مستحیل و محو گردد. از سوی دیگر اختلاف در نوع نگاه به زندگی که یکی بلندپرواز و آرمان خواه و رمانتیک و کل گرا بود و دیگری زمینی و عمل گرا و خواهان موفقیت و رفاه و پیشرفت، باعث نشد که در این میان عشق و دوستی و امنیت خانواده تحت الشعاع نزاعی بی پایان و ویرانگر قرار گیرد. عشق در عین اختلاف، زندگی مرزی دیگری بود که پوران با ظرافت و سماجت آن را تا پایان زندگی اش ادامه داد. این نیز نمونه دیگری از زندگی مرزی ای بود که در جامعه دو قطبی و ساده ساز کنونی ما که یا حقوق زن پایمال می شود و یا حق خواهی به نوعی ستیزه گری خشک و سرد می انجامد قابل تامل است.

پوران شریعت رضوی بدون این که به سنت ستیزی، سیاست ستیزی یا مرد ستیزی بیفتد مدرن باقی ماند و غیر سیاسی و حق خواه و مستقل؛ چه در کسوت یک زن شورشی و سمج و پیگیر و جنگنده برای کسب حقوق خود و چه در کسوت یک خواهر یا همسر یا مادر دلسوز و عاشق و مسئول و فداکار و واقع بین.

بخش سوم سخنان علیجانی که با ذکر جزئیاتی از آشنایی و عشق و زندگی مشترک علی و پوران و کش و قوس های آن همراه بود (با تاکید وی بر این که او خود فمنیست و طرفدار این نظرگاه است که «خصوصی، عمومی است») و افزودن این نکته که در تاریخ معاصر ما کمتر خانواده روشنفکری همچون علی و پوران نور به پشت صحنه زندگی شان تابانده اند؛ در قسمت پرسش و پاسخ نیز از سوی برخی از حاضران در جلسه با حرارت پیگیری شد و ادامه یافت.

بازگشت به صفحه اول