شبکه‌های اجتماعی فارسی‌زبان در چند روز اخیر موضوع جدیدی برای بحث و چالش یافته‌اند. دریا صفایی، فعال دانشجویی ملی‌گرای ایرانی و از بازداشت‌شدگان اعتراضات دانشجویی ۱۸ تیر ۷۸ که از همان ۲۰ سال پیش و پس از آزادی از بازداشت راهی کشور بلژیک شده و پس از تحصیل در رشته دندانپزشکی در این کشور و اخذ شهروندی آنجا وارد سیاست بلژیک شده بود، در انتخابات یکشنبه گذشته موفق شد از سوی بزرگ‌ترین حزب منطقه هلندی زبان بلژیک –اتحاد فلامان نوین- به پارلمان فدرال راه یابد.

این راهیابی که بزرگ‌ترین موفقیت سیاسی جامعه ایرانی‌تباران بلژیک در تمام سال‌های گذشته محسوب شده، حکایت از ایفای نقش جدی‌تر سیاسی در جوامع میزبان اروپایی‌شان دارد اما این خبر در کنار واکنش‌های مثبت و توام با ستایش ایرانیان در شبکه‌های اجتماعی، واکنش‌های منفی و بعضا توام با توهین نیز به همراه داشت. انتقادهایی که عمدتا حول حزب متبوع دریا صفایی مطرح می‌شد و ضمن دست‌راستی و ضد مهاجر دانستن این حزب ، کاندیداتوری یک ایرانی پناهنده از سوی چنین حزبی را شایسته نکوهش ارزیابی می‌کرد.

اما این انتقادها چگونه شکل گرفت و چه‌سان شبکه‌های اجتماعی فارسی‌زبان را تحت تاثیر قرار داد، خود پرسشی است که برای توضیح این پدیده پرداختن به آن ضروری است.

۱– بلژیک بر خلاف کشورهای بزرگ اروپایی چون آلمان ، فرانسه و بریتانیا، هیچگاه برای مخاطب عام فارسی‌زبان و نیز رسانه‌های جریان اصلی فارسی دارای چنان اهمیتی نبوده که اساسا مسائل سیاست داخلی این کشور حائز اهمیت خبری تشخیص داده شود. در نتیجه موجودی خبری رسانه های فارسی که از اخبار احزاب دموکرات مسیحی آلمان تا کارگر و محافظه کار بریتانیا آرشیو پر پروپیمانی دارند درباره بلژیک تقریبا تهی است.

در چنین فضای خبری خاصی ، یک‌باره پناهجویی ایرانی که خود از ورودش به بلژیک هنوز دو سال نیز نمی‌گذرد و هنوز با اطمینان نمی‌توان گفت که او حتی قادر به خواندن به یکی از دو زبان رسمی این کشور – فرانسه و هلندی- نیز باشد، ضمن توییتی اعلام می‌کند که دریا صفایی کاندیدای یک حزب فاشیست و دست راستی شده است؛ توییتی که در فضای خشمگین ، کم خوان و کم دان توییتر فارسی موجی راه می اندازد که شخصیت منفی آن دریا صفایی و حزب  «اتحاد فلامان نوین» است.

۲- نظام سیاسی بلژیک فدرال با گرایش به سوی کنفدرالیسم است و بر مبنای سه مجلس و دولت محلی در منطقه هلندی زبان (فلامان) ، فرانسه زبان (والونی) و نیز بروکسل به عنوان پایتخت شکل گرفته است. البته یک اقلیت بسیار کوچک آلمانی‌زبان نیز در منتهی الیه شرق بلژیک در مرز با شهر آخن آلمان وجود دارد که به‌لحاظ سیاسی و اداری به عنوان بخشی از منطقه فرانسوی زبان تعریف می‌شود.
نظام سیاسی مشروطه پارلمانی و احزاب نیز بر همین مبنای فدرالیسم حداکثری بنا شده‌اند؛  از همین روی هر یک از دو منطقه فرانسوی و هلندی احزاب چپ ، چپ میانه ، راست میانه و راست افراطی خود را دارند.
هر چند در کل وزن بلوک چپ در والونی (منطقه فرانسوی زبان) و وزن بلوک راست در فلاندرن (منطقه هلندی زبان) بیشتر است و در واقع شاید بتوان گفت که در بخش فرانسه زبان چپ و چپ‌تر و در بخش هلندی زبان راست و راست‌تر داریم اما در هر دو سوی داستان نیز هم احزاب چپ و هم احزاب راست وجود دارند.
در انتخابات یکشنبه گذشته ۱۲ حزب از هر دو منطقه توانستند به مجلس فدرال راه پیدا کنند که در میان آنها احزاب بلوک راست فلامان شامل  «فلامان واحد یا فلامز بلانگ» ، «اتحاد فلامان نوین» ، «دموکرات مسیحی ها» و «جامعه باز» ، چپ فلامان شامل حزب سوسیالیست و همینطور احزاب بلوک چپ والونی شامل حزب سوسیالیست ، حزب اکولو ، حزب سبز و نیز حزب چپ افراطی کار بلژیک در کنار حزب راست میانه والون – ام.آر یا جنبش اصلاح- حضور دارند.

انتخاباتی که به معنای پایان کار دولت ائتلافی نخست وزیر شارل میشل تلقی می‌شود که برآمده از انتخابات ۲۰۱۴ و خود حاصل ائتلاف احزاب راست میانه فلامان و والونی یعنی حزب اتحاد فلامان نوین ، دموکرات مسیحی فلامان و حزب جامعه باز با حزب جنبش اصلاحی فرانسه زبانان بوده ، وزارت های کلیدی مرتبط با اتباع خارجی و مهاجران نیز در اختیار حزب اتحاد فلامان نوین یا همان ان.و.آ قرار داشت.
اما پدیده اصلی انتخابات یکشنبه گذشته را نه احزاب راست میانه  «ان.و.آ» و «ام.آر» بلکه احزاب راست و چپ افراطی رقم زدند.

حزب ان.و.آ یعنی حزبی که دریا صفایی از سوی آن به پارلمان فدرال راه یافت در این انتخابات سرنوشتی بهتر از سرنوشت حزب دموکرات مسیحی آلمان در انتخابات سال گذشته نداشت و همانگونه که حزب دموکرات مسیحی آلمان در برابر چالش مهاجران و پناهندگان رای قابل توجهی را به نفع حزب دست راستی آلترناتیو از دست داد؛ حزب اتحاد فلامان نوین نیز که تا همین ۵ ماه پیش بخشی از دولت ائتلافی راست میانه بود به دلیل سیاست های غیر سختگیرانه اش در برابر مهاجران با ۴.۳ درصد کاهش رای در پایگاه رای خود در منطقه هلندی زبان بلژیک مواجه شده میزان رایش از حدود ۲۱ در صد به ۱۶ درصد تقلیل پیدا کرد.

این در حالیست که حزب دست راستی فلامز بلانگ توانست با افزایش رای خود از زیر ۴ درصد در انتخابات ۲۰۱۴ به حدود ۱۲ درصد با رشد چشمگیر ۸ درصدی در جایگاه دوم احزاب بلژیک قرار گیرد.
۸ درصدی که نه تنها از پایگاه رای حزب ان.و.آ بلکه از احزاب دموکرات مسیحی و حزب لیبرال جامعه باز نیز اخذ شده و حکایت از افزایش گرایش رای دهندگان هلندی زبان به سوی گفتارهای سیاسی ملی گرای افراطی ، ضد خارجی و حتی جدایی طلبانه از بلژیک دارد.

اما اگر در شمال هلندی زبان بلژیک رای دهندگان با نشان دادن گرایش راست تر از خود شگفتی ساز شدند در جنوب فرانسوی زبان رای دهندگان به همان میزان با رای چپ گرایانه خود معادلات سیاسی موجود را دستخوش تحول کردند.
جایی‌که حزب چپ افراطی کار توانست با کسب ۸.۶ درصد رای شهروندان بلژیکی در جایگاهی بالاتر از حزب لیبرال والونی – جنبش اصلاحی- که دولت ائتلافی موجود را در اختیار داشت بایستد.

۳- حال با توجه به چینش آراء احزاب حاضر در پارلمان فدرال آنچه به عنوان اصلی ترین مسئله فراروی احزاب خود را نمایان می سازد، مسئله تشکیل دولت است.
دولتی که در هر حال ائتلافی خواهد بود اما با توجه به وعده انتخاباتی تمام بلوک راست میانه هر دو منطقه برای عدم ائتلاف با حزب راست افراطی فلامزبلانگ و از سوی دیگر عدم تمایل احزاب چپ و سبز برای ائتلاف با احزاب راست میانه ، تشکیل آن بسیار دشوار بنظر می رسد. هر چند در تحلیل نهایی تشکیل دولت ائتلافی چپ تر از دولت موجود با ورود حزب سوسیالیست ، محتمل تر از سایر سناریوهای موجود خودنمایی می کند که در اینصورت نیز قطعا این دولت سیاست گشاده دستانه تری نسبت به مهاجران و پناهندگان در پیش خواهد گرفت.
در حال حاضر بلوک راست منطقه هلندی بدون حزب راست افراطی فلامزبلانگ ۳۱.۴ درصد آراء را در اختیار دارد که در صورت ائتلاف با حزب جنبش اصلاحی والونی این میزان به ۴۱ درصد خواهد رسید و برای تشکیل دولت با حدنصاب ۵۰ درصد آراء ، یا باید وعده انتخاباتی خود مبنی بر عدم ائتلاف با ولامزبلانگ را زیر پا بگذارد و به امید گرفتن رای ۱۲ درصدی این حزب به تشکیل دولت ائتلافی شدیدا راست گرا تن در دهد که قطعا در اینصورت احزاب لیبرال دو طرف اعم از جامعه باز(هلندی زبان) و جنبش اصلاحی(فرانسوی زبان) با آن همراهی نخواهند کرد و یا آنکه ضمن ائتلاف با سوسیالیست ها به نصاب ۵۰ در صد دست یابد.
بلوک چپ و سبز نیز که مجموعا بدون حزب کار دارای ۲۸.۴ آراء است برای تشکیل دولت نیازمند ائتلاف همزمان با حزب چپ افراطی کار و هم احزاب لیبرال جنبش اصلاحی و جامعه باز است که امری تقریبا محال بنظر میرسد.
گزینه دیگر عدم تشکیل دولت فدرال و اداره کشور بدون دولت فدرال است که با توجه به ساختار منطقه ای و فدرال بلژیک هم ممکن است و هم دارای سابقه!
شرایطی که گمان می‌رود مطلوب ملی گرایان جدایی خواه و کنفدرالیست هلندی زبان بوده راه را برای جدایی خواهی حزب فلامزبلانگ و بسط فدرالیسم به کنفدرالیسم از سوی ان.و.آ بگشاید.

۴– اما اتهام اصلی که از سوی کاربران فارسی زبان متوجه حزب «ان.و.آ» و یا همان اتحاد فلامان نوین شده و بر مبنای آن کاندیداتوری دریا صفایی از سوی این حزب مورد نقد قرار گرفته این است که ان.و.آ حزبی است راست افراطی ، ضد مهاجر و ملی گرای هلندی!
در ملی گرای هلندی زبان بودن این حزب چنانکه از نامش نیز پیداست تردیدی نیست هر چند این حزب در مرام نامه خود تصریح دارد که معتقد به یک ملی گرایی مدنی بوده و قائل به مفاهیمی چون نژاد نیست و هویت فلامان را بر مبنای فرهنگ و زبان فلامان تعریف میکند ؛
اما درباره راست افراطی بودن ان.و.آ بد نیست به سراغ شاقول راست افراطی اروپا یعنی مارین لوپن برویم!
اگر مارین لوپن و جبهه ملی فرانسه را شاقول راست افراطی در اروپا بدانیم به گمانم ره به دقیق ترین ملاکی برده ایم که میتواند توضیح دهنده بسیاری از واقعیات دستکم اروپای غربی بوده باشد.
مارین لوپن در انتخابات یکشنبه گذشته بلژیک ضمن حمایت از حزب دست راستی فلامزبلانگ و حمله به حزب ان.و.آ رهبر این حزب را با سارکوزی رییس جمهور سابق فرانسه مقایسه کرده بود.
سارکوزی که به عنوان نماینده راست میانه فرانسه و تداوم ژاک شیراک و سنت گولیستی فرانسه شناخته می شود و میراث دار نبرد انتخاباتی سهمگین شیراک در برابر ژان ماری لوپن در سال ۲۰۰۲ محسوب می شد. چنانکه امانوئل ماکرون را نیز علیرغم خاستگاه چپ میانه اش در دولت اولاند میتوان نماینده راست میانه فرانسه تلقی کرد.
حال سوال این است که اگر ان.و.آ به اندازه کافی راست بود چه دلیلی داشت که شاخصه راست افراطی اروپا –مارین لوپن- از آنان چشم بپوشد و از حزب فلامزبلانگ حمایت کند؟
حزبی که از انتخابات ۲۰۱۴ و کسب ۲۰ درصد آراء به عنوان بزرگترین حزب بلژیک نیز شناخته میشد و طبعا جلب حمایتش برای هر حزب دیگر اروپایی وسوسه انگیزمی نمود.
اما درباره ضد مهاجر بودن حزب اتحاد فلامان نوین آمارها گویاست. این حزب ، بر خلاف حزب فلامزبلانگ و یا حزب کار در موضع اپوزیسیون نبوده که فاقد کارنامه سیاسی و اجرایی بوده باشد. ان.و.آ بزرگترین حزب تشکیل دهنده دولت ائتلافی شارل میشل از ۲۰۱۴ تا پایان ۲۰۱۸ که از دولت ائتلافی خارج شد بوده و اتفاقا وزارت خانه های مهاجرت و کشور را نیز در اختیار داشته و یکی از رهبران آن – تئو فرانکن- نیز وزیر مهاجرت بلژیک بوده است.
به عنوان مثال در سال ۲۰۱۵ در شرایطی که میزان قبولی درخواست های پناهندگی در آلمانی که بهشت پناهندگان در اروپا شناخته میشود تنها ۲۷ درصد بوده ؛ دولت ائتلافی بلژیک و وزارت مهاجرت تحت تسلط حزب ان.و.آ به حدود ۵۷.۷ درصد تقاضاهای پناهجویان پاسخ مثبت داده است. رقمی که در سال ۲۰۱۸ که سال اعمال سیاست های سخت گیرانه تر نسبت به پناهجویان در کل اتحادیه اروپا بوده به کمتر از ۴۹.۱ نرسیده است.
(WWW.CGRA.BE)
یعنی در تمام سالهایی که حزب ان.و.آ وزارت خانه های کلیدی مرتبط با مهاجران را در اختیار داشته نهایتا از هر دو پناهجو یک نفر پاسخ مثبت گرفته است.
آماری که در سال ۲۰۱۶ نیز بالاترین ارقام را به خود دیده و حتی به حدود ۷۵ درصد قبولی نیز رسیده است.
حال با توجه به چنین کارنامه ای است که دلیل حمایت ماتئو سالوینی رهبر حزب دست راستی لیگ شمال در ایتالیا و وزیر کشور متهم به شکنجه پناهجویان در این کشور از حزب فلامزبلانگ را بهتر میتوان درک کرد ؛
شخصی که ترجیح می‌دهد کشتی های حامل پناهجویان از سواحل جنوبی دریای مدیترانه در این دریا غرق شوند تا اینکه در سواحل ایتالیا پهلو بگیرند!
حال پرسش این است که فعالان مجازی ایرانی از حزبی که هم مغضوب مارین لوپن است و هم مغضوب ماتئو سالوینی ؛
بالاترین میزان قبولی پناهندگان در تاریخ بلژیک را نیز در سال ۲۰۱۶ به نام خود ثبت کرده است ؛
در انتخابات شهرداری شهر شمالی آنتورپن به عنوان ثروتمندترین شهر بلژیک و خاستگاه خود نیز با حزب چپ میانه سوسیال دموکرات ائتلاف کرده ؛
چگونه به عنوان حزب دست راستی و ضد مهاجر یاد می‌نند؟!

گمان نگارنده بر این است که پاسخ به چرایی این امر را باید در کیفیت و ویژگی های توییتر فارسی جستجو کرد.

بازگشت به صفحه اول