«تجربه ترکیه و آینده اردوغان»، عنوان مطلبی است که به قلم نویسنده بزرگواری به نام فیروز قرشی در ۱۹ خرداد در سایت وزین «زیتون» منتشر شده است. با وجود آن‌که در نوشته‌ی جناب قرشی، نکات ارزشمندی هم وجود دارد، اما سایه‌ی بدبینی و سوگیریی در تحلیل  و دوری از واقعیت و ارائه آمار و اطلاعات نادرست در بسیاری از سطور آن مشاهده می‌شود. لذا به عنوان فردی که از سال ۹۵ تاکنون به عنوان یکی از هزاران دانشجوی خارجی در ترکیه و در سه شهر ترابزون، ازمیر و استانبول زندگی و تحصیل کرده‌ام، به نکاتی اشاره می‌کنم که به زعم نگارنده این سطور، می‌تواند روشن‌گر بخشی از ابعاد واقعی تابلوی ترکیه‌ی فعلی باشد. می گویم ترکیه‌ی فعلی یا همان ترکیه‌ی نوین که به احتمال قوی بسیاری از فارسی‌زبانان با بخش مهمی از آن ناآشنا هستند و تنها در صورت مقایسه این کشور با دو دهه قبل یا مقایسه با وضعیت فعلی ایران است که می توان تصویر واقع‌بینانه ای از این کشور نشان داد.

در آغاز نوشته اقای قرشی آمده است: «چگونه سه دهه سلطه حزب عدالت و توسعه پایان گرفت؟». حزب عدالت و توسعه از سال ۲۰۰۲ قدرت گرفته و فقط ۱۸ سال از عمر آن گذشته و نه سه دهه. در ثانی، این حزب با بزرگترین حزب مخالف، فاصله ۲۵ درصدی آرای کشور را دارد و عمر آن پایان نیافته است.

در سطر دیگر نوشته مزبور چنین نقل شده است:«در انتخابات ۳۱ مارس آراء حزب عدالت و توسعه به ۳۷ تا ۳۸ درصد سقوط کرد». این در حالی است که حزب عدالت و توسعه با حزب حرکت ملی ائتلاف کرده و در انتخابات مورد بحث توانستند ۵۳ درصد از آرای مردم ترکیه را به دست بیاورند و از آنجایی که حزب حرکت ملی در انتخابات ریاست جمهوری، رای ۱۰ درصدی گرفته، سهم آرای خالص حزب اردوغان، دست کم ۴۳ درصد است و نه ۳۷ درصد.

توضیحات آقای قرشی در مورد تلاش حزب حاکم برای ابطال انتخابات استانبول و اعمال فشار بر نهاد عالی انتخابات تا حدی درست است اما از این واقعیت نمی‌توان چشم‌پوشی کرد که حزب جمهوری خلق، مرتکب تخلفات گسترده‌ای شد اما در هر حال، تیم اردوغان قطعا به نفع حزب عدالت و توسعه عمل کرد و از این جهت، این انتقاد بر آنان وارد است که منافع حزبی خود را بر حرمت نهادن به نهاد انتخابات، ترجیح دادند.

در بخش دیگری از نوشته‌ی آقای قرشی آمده است: «چگونه حزب جمهوری‌خواه پس از یازده شکست متوالی ورق را بر گرداند؟». بررسی آرای حزب جمهوری خلق نشان می‌دهد که این حزب قدیمی ۹۶ ساله، در دو دهه اخیر به شکل تدریجی همواره در افول و ضعف بوده و هیچ‌گاه نتوانسته حتی در مقام شریک و کوالیسیون، وارد کابینه شود. سقف رای این حزب در ترکیه بین ۲۳ تا ۲۵ درصد است و شواهد گویای این است گه این حزب کمالیست سوسیال دموکرات، غیر از حفظ هواداران سنتی کمالیست، امید و شانسی برای کسب آرای جدید ندارد. در انتخابات اخیر نیز، راز پیروزی این حزب در سه شهر مهم ترکیه یا به قول ترک‌ها متروپول یعنی در استانبول، آنکارا و آدانا، تنها و تنها به این خاطر بود که کردهای طرفدار اوجالان، حاضر شدند به منظور تحمیل شکست بر اردوغان، نامزد معرفی نکنند و به نامزد مخالفین او رای دهند.

در نوشته آقای قرشی به فساد مطلق در ترکیه اشاره شده و همچنین به افول و شکست اقتصادی. این در حالی است که اردوغان، بی‌تعارف و بی‌محابا ۴ وزیر و ده‌ها مدیر عالی‌رتبه را به خاطر دریافت رشوه اخراج کرده و با توجه به قدرت رسانه‌ها و نیز نیرومند بودن بخش خصوصی، گرفتار شدن ترکیه در باتلاق فساد، بسیار بعید و دور از ذهن است.

در نوشته آقای قرشی همچنین به این اشاره شده که آقای اکرم امام اوغلو نامزد مخالفین اردوغان در استانبول، رقیبی جدی برای آینده است و به قول آفای قرشی  «ترکیه در آینده از امام اوغلو بسیار سخن خواهد راند».اما فضای سیاسی ترکیه، حتی در جبهه مخالفین اردوغان، سیاستمداران بسیار حرفه‌ای و قدرتمندی دارد که موقعیت امام اوغلو با آنان قابل مقایسه نیست.

در کل بر این باورم که تحلیل واقعیت‌های امروز جامعه ترکیه و وضعیت سیاسی این کشور در منطقه و بررسی میزان کارآمدی دولت اردوغان، نیاز به نگرش منصفانهای دارد که از زوایای مختلف ابعاد این کشور را به درستی بسنجد. در حال حاضر در ترکیه بیش از دویست شبکه تلویزیونی بخش خصوصی، ده‌ها روزنامه و مراکز فرهنگی و روشنفکری در حال فعالیت هستند و اگر چه برخی از رفتارهای تمامیت‌خواهانه اردوغان و حزب حاکم، شایان نقد است اما نمی‌توان این واقعیت را انکار کرد که دولت برخاسته از حزب اردوغان کارامدترین دولت تاریخ جمهوری ترکیه بوده است. این حزب در ۱۸ سال اخیر، سیمای ترکیه را متحول کرده و درآمد توریسم را از مبلغ نزدیک به ۵ میلیارد دلار سال۲۰۰۲ به رقمی نزدیک به سی میلیارد دلار رسانده است. تورم در ترکیه، به استثنای سال ۲۰۱۸ میلادی، هیچ‌گاه در مقایسه با ایران، در شرایط سخت و غیرفابل تحملی نبوده است. در بخش توسعه شهری و روستایی، رفاه، خدمات بهداشتی، دانشگاه و آموزش عالی، صنعت توریسم و هوانوردی، بخش دفاعی و دیگر بخش‌ها، کارهای بزرگی صورت گرفته است. دموکراسی در ترکیه در دو دهه اخیر، همواره رو به رشد بوده و احزاب و گروه‌های مخالف، برای بیان نظرات خود، هیچ‌گاه متحمل هزینه‌های سنگین نشده اند. انتخابات ترکیه، بدون نظارت استصوابی و به شکل سریع و نسبتا مطلوب برگزار شده است و در مجموع، فضای سیاسی ترکیه و اقدامات حزب عدالت و توسعه، آن‌گونه که در نوشته آقای قرشی آمده، سیاه و نگران کننده نیست.

در پایان باید گفت: دموکراسی و سیاست و رفاه در ترکیه، در مقایسه با کشورهای پیشرفته اروپایی، قطعا اشکالات و نواقص مهم و فراوانی دارد اما در مقایسه با کشورهای منطقه در وضعیت خوب و امیدوارکننده‌ای است.

بازگشت به صفحه اول