دولت ترامپ تاکنون طیف گسترده‌ای از تحریم‌ها را بر جمهوری اسلامی ایران با هدف «فشار حداکثری» اعمال کرده است. اما، تحریم محمدجواد ظریف واکنش‌های بسیاری را چه در داخل ایران و خارج آن و چه در موافقان او یا مخالفش دامن زده است. برای مثال در پی سرنگونی پهپاد امریکا، دولت ترامپ ۸ تن از فرماندهان سپاه پاسداران (شامل پنج فرمانده سپاه از مناطق مختلف دریایی این نیرو در خلیج فارس و سه فرمانده نیروی هوایی، نیروی زمینی و نیروی دریایی) را تحت تحریم قرار داد. اما، واکنش‌ها به تحریم این ۸ فرمانده ارشد سپاه پاسداران چندان موج خبری حتی در رسانه‌های فارسی زبان ایجاد نکرد که تحریم تک نفره محمدجواد ظریف ایجاد کرده است.

از موج خبری که تحریم ظریف در داخل و خارج ایجاد کرده برخی به تحسین این اقدام دولت ترامپ پرداخته و برخی آن را تقبیح کرده‌اند. آنان که به تحسین این اقدام پرداخته استدلالی بیش از گفته کاخ سفید ندارند که گفته ظریف بازگوکننده منویات رهبر جمهوری اسلامی است. (بخش فارسی وزارت خارجه امریکا تعبیر «ماله‌کِش اعظم رهبر» را در توصیف ظریف به کار بسته است). جالب اینکه حتی در امریکا از شخصیت‌های مهم و متنفذ در تینک تنک‌های امریکایی افراد برجسته‌ای دیده نمی‌شوند که به تحسین این اقدام پرداخته باشند. اما، مخالفان این اقدام را مغایر با اصول دیپلماتیک ارزیابی می‌کنند. استدلال آنها این است که کدام وزیر خارجه در جهان را می‌توان مثال آورد که مغایر اهداف حاکمیت در آن کشور باشد. اگر وزیر خارجه‌ای مغایر حاکمیت باشد یا مانند رکس تیلرسون، وزیر خارجه پیشین ترامپ که توسط او برکنارشد، حذف می‌شود یا خودش کنار می‌رود.

همه می‌دانند که در جمهوری اسلامی دستِ‌کم چهار وزیر (وزیر خارجه، دفاع، کشور و اطلاعات) به این پست منصوب نمی‌شوند مگر آنکه با نظر مساعد رهبر جمهوری اسلامی باشد. این بدان معناست که اگر ظریف امروز از مقام خود کنار رود و هر فرد دیگری در این مقام قرار گیرد او نیز با نظر مساعد رهبر برگزیده می‌شود و وزیر خارجه جدید نیز باید بلافاصله تحت تحریم امریکا قرار گیرد. اگر این منطق امریکا منطق درستی است چرا وزیران دفاع، کشور و اطلاعات را تحت تحریم قرار نداده که آنان نیز بازتاب‌دهنده نظرات خامنه‌ای هستند؟ از این بالاتر مگر حسن روحانی در مقام رییس جمهور مغایر منویات و خواسته خامنه‌ای عمل می‌کند؟ پس او نیز باید تحت تحریم قرار گیرد؟ رییس مجلس، ‌رییس قوه قضائیه و رییس شورای نگهبان و بسیاری دیگر عینا شامل این پرسش قرار می‌گیرند؟

بر کسی پوشیده نیست که ولایت مطلقه در دستان علی خامنه‌ای اساسا چنان اختیار موسعی دارد که به قول کروبی طی نامه از حصر آن را «حاکمیت مستبد» نامید و حکومت جمهوری اسلامی را به طعنه «حکومت دورهّمی» توصیف کرد که بازتاب دهنده اراده جمعی کوچک است نه اراده ملت.
اما، صرف نظر از این وضعیت وخیم داخلی، پرسش مهم این است که آیا تحریم یک کارگزار جمهوری اسلامی در مقام وزیر خارجه نشانه قدرت دیپلماسی دولت ترامپ است یا ضعف او؟

قدرت دیپلماسی دولت ترامپ یا ضعف او؟
بر اساس یک قانون کلی نباید از یاد برد که سیاست خارجی هر کشوری را معطوف به نتیجه آن مورد ارزیابی قرار می‌دهند. سیاست خارجی عینا مانند بازی فوتبال است که ارزیابی از آن معطوف به نتیجه است. در فوتبال کسی برای برنده شدن جام اخلاق بازی نمی‌کند. «گل زدن» هدف بازی فوتبال است. سیاست خارجی نیز عینا بر اساس «نتایج» آن مورد قضاوت قرار می‌گیرد. با این مقدمه، آیا تحریم یک دیپلمات ارشد واجد نتیجه‌ای ملموس است؟

اگر قرار باشد که با وضع تحریم بر ظریف او نتواند برای بار دیگر به نیویورک سفر کند، واکنش جهانیان به عدم صدور روادید برای او چه خواهد بود؟ آیا این موضوع مورد تقبیح جهانیان از جمله سازمان ملل قرار نمی‌گیرد؟ آیا امریکا تعهد خود به سازمان ملل را برای مانع نتراشیدن در کار این سازمان نقض نخواهد کرد؟

حال اگر روادید برای ظریف صادر شود (که بیانیه وزارت خارجه امریکا تلویحا همین نکته را می‌رساند) ‌چه ترتیب اثری بر تحریم ظریف مترتب است؟ اگر امریکا برای ظریف پس از تحریم او ویزا صادر کند با پیش از تحریم او چه فرق می‌کند؟ ظریف به امریکا سفر خواهد کرد و از قضا بیشتر از گذشته مورد توجه مطبوعات و رسانه‌ها و اندیشکده‌ها قرار می‌گیرد.

تحریم ظریف در آیینه آمار
در نادرستی تصمیم ترامپ از قضا معیار مهمی در دست است. اگر سیاست خارجی را به مانند بازی فوتبال ببینیم، مهارت بازیکن در وسط زمین مورد قضاوت تماشاگران نیز قرار می‌گیرد. ای بسا دیده شده که طرفداران یک تیم از فرط بازی زیبایی یک بازیکن در تیم مقابل به تحسین او پرداخته‌اند همچنان که دیده شده طرفداران یک تیم از فرط بازی بد یک فوتبالیست به سرزنش بازیکن تیم خود پرداخته‌اند.
واکنش‌های جهانی به تصمیم امریکا در وضع تحریم بر وزیر خارجه یک کشور عینا مانند قضاوت تماشاگران در یک بازی فوتبال است. این خود بهترین معیار است بدانیم آیا تصمیم یک دولت از مقبولیت جهانی برخوردار است یا خیر؟

به شدت حیرت‌انگیز است که دولت ترامپ مبادرت به اقدامی کرده که در سرتاسر کشورهای جهان حتی کشورهای دوست و متحد امریکا «حتی یک کشور» را نمی‌توان یافت که در دفاع از این تصمیم دولت ترامپ برآمده باشد. حیرت‌انگیز است که به‌رغم همه دشمنی‌های تهران و تل‌آویو «حتی اسرائیل» در دفاع از تصمیم امریکا برنیامده است.

این یعنی از میان صدها دوست و متحد امریکا حتی یک کشور را نمی‌توان مثال آورد که در دفاع از تصمیم دولت ترامپ برآمده باشد. برعکس، تک تک کشورهای مهم جهان شامل فرانسه، آلمان، بریتانیا، چین و روسیه این تصمیم امریکا را منفی ارزیابی کرده‌اند. افزون بر این اتحادیه اروپا به شمولیت ۲۸ کشور جهان نیز به صراحت مخالفت خود را با تصمیم امریکا ابراز داشته است.

با این توضیح روشن می‌شود تصمیم دولت ترامپ در تحریم ظریف نه تنها هیچ حامی بین‌المللی از کشورهای جهان ازجمله اسرائیل نداشت بلکه از سوی تک تک کشورهای مهم جهان نیز مورد تقبیح قرار گرفته است. این به مانند آن است که در بازی فوتبال یک بازیکن به گونه‌ای بازی کند که حتی هوادارانش به سرزش او بپردازند.

بازگشت به صفحه اول