دو ماه قبل، ۱۴ نفر از فعالان مدنی و سیاسی داخل کشور طی بیانیه ای با اشاره به اصلاح ناپذیری و کجروی های رژیم جمهوری اسلامی و همچنین اختیارات بی حد و حصر آیت الله خامنه ای، خواستار استعفای وی و تغییر قانون اساسی شدند.

این حرکت که با استقبال خوبی در میان اپوزیسیون خارج از کشور مواجه شد، بدعتی خجسته در فضای سیاسی داخل کشور محسوب می شد؛ اگرچه این افراد، اغلب از قشر فرهنگی جامعه همچون معلمان، نویسندگان و نیز جانبازان جنگ هستند و عدد ۱۴ که برگرفته از کانتکس سنتی – مذهبی رایج در جامعه ایران است، نمادی جذاب برای این اقشار شمرده می شود، اما عدم وابستگی آشکار آنها به احزاب و جریان‌های اسم و رسم دار اپوزیسیون شاید مهم ترین برگ برنده و عامل حمایت طیف های مختلف برانداز از این افراد بود.
اما روز یکشنبه ۲۰ مرداد به یک باره، شوکی بزرگ به این گروه وارد شد. بیش از نیمی از این ۱۴ نفر که در اعتراض به حکم ۱۳ سال حبس برای آقای کمال جعفری یزدی (یکی از همین ۱۴ نفر) جلوی دادگستری مشهد تجمع کرده بودند، بازداشت شدند و هنوز اطلاع دقیقی از وضعیت آنها در دست نیست.

در تحلیل این رخداد، چند نکته قابل تأمل وجود دارد:
۱. در این تجمع، با وجود فراخوان عمومی، علاوه بر برخی اعضای گروه ۱۴ نفر و چند نفر از هواداران که از تهران به مشهد آمده بودند، مردم عادی حضور پیدا نکردند،
۲. حضور اعضای اصلی یک جنبش، اگر چه می تواند به عنوان عاملی برای تشویق سایر مردم برای پرشور کردن تجمعات قلمداد شود، اما خطر دستگیری و فلج شدن جنبش را به دنبال خواهد داشت؛ کما اینکه این اتفاق در تجمع اخیر افتاد.
۳. حضور اعضای اصلی گروه ۱۴ نفر در تجمع اخیر، می تواند ناشی از اعتماد به نفسی باشد که حمایت های پنهان شده پشت الفاظ در فضای مجازی به آنها داد و آنان را به حضور تعداد معتنابهی از مردم و هواداران در کنار خود امیدوار کرد؛ امیدی که متأسفانه واقعی نبود.
۴. اتفاق پیش آمده از عدم توجه به تقسیم کار مرسوم بین ستاد و صف و حضور نیروهای ستادی در امور صف نشئت گرفته که این خود از ضعف این گروه در فعالیت تشکیلاتی و سازمانی و عدم توان نیروگیری و جذب حمایت های مردمی “واقعی” حکایت می‌کند.
۵. عدم پشتیبانی رسانه ای اپوزیسیون خارج نشین در تبلیغ فراخوان تجمع، یکی دیگر از علل شکست آن و باعث فراهم شدن فضا برای دستگیری بدون دردسر تجمع کنندگان به شمار می آید.
۶. عدم پشتیبانی میدانی اپوزیسیون خارج از کشور به وسیله نیروهای داخلی مرتبط خود برای شور دادن به تجمعِ تنها گروه برانداز قابل ملاحظه داخلی می تواند نشان دهنده ترس خارج نشینان از بازداشت و لورفتن نیروها باشد که خود حاکی از نوعی عدم اعتماد آنان به استحکام برنامه ریزی های گروه ۱۴ نفر است.

صرفنظر از برخی بی برنامگی ها و ابهاماتی که گروه ۱۴ نفر برای ادامه مسیر خود تا براندازی مد نظر داشتند، به نظر می رسد آن چیزی که این روزها اکثر مخالفان برانداز جمهوری اسلامی از آن تحت عنوان “اتحاد” یاد می کنند، از حیطه کلام و الفاظ فراتر نخواهد رفت؛ حتی آن گروه هایی که حقیقتاً دغدغه نجات ایران دارند و می خواهند کاری برای مردم وطن انجام دهند، هنوز نتوانسته اند حلقه وصل خود به براندازان داخلی را پیدا کنند. آیا باید امید مردم به یأس مطلق تبدیل شود تا فکری بکنیم؟ مشخص نیست تا کی باید نشست و نظاره گر بارقه‌ های امیدی بود که گهگاه رخ می نمایند و با کم کاری ما به باد فنا می روند.

به امید روزی که اتحاد به معنای واقعی کلمه بر مناسبات اپوزیسیون حاکم شود تا دیگر شاهد پرپر شدن گروه های مردمی و دلسوزی چون این ۱۴ نفر با دستگیری های اینچنینی نباشیم.

بازگشت به صفحه اول