زیتون ـ شیوا نظرآهاری: انتشار ویدیوی از عیادت تلفنی جواد ظریف از مجید تخت روانچی، سفیر ایران در سازمان ملل، واکنش‌های متفاوتی از طرف افراد و جریان‌های مختلف سیاسی در پی داشت. این ویدئو در پی خبر ممانعت مقامات امریکایی از تردد ظریف به محدوده بیمارستان محل بستری‌شدن همکارش منتشر شد.

مجید تخت‌روانچی برای درمان بیماری سرطان در بیمارستانی در شهر نیویورک بستری است.

جواد ظریف در توییترش نوشته بود: «به وسیله تکنولوژی توانستم با دوست چهل ساله‌ام دیدار کنم، کسی که در بیمارستان بستری است و تنها چند ساختمان با او در نیویورک فاصله داشتم.»

سید عباس عراقچی نیز با انتشار عکسی در اینستاگرامش نوشت که انشالله بزودی کسالت تخت روانچی رفع شده و روسیاهی برای آمریکایی خواهد ماند.

پیش از این نشریه فان پالیسی به نقل از مقام‌های آمریکایی نوشته بود که دولت ترامپ درخواست ظریف برای ملاقات با تحت روانچی را رد کرده است. وزارت خارجه آمریکا با اشاره به اینکه سال‌هاست چند تن از شهروندان آمریکایی در ایران زندانی هستند و امکان ملاقات با خانواده‌هایشان را ندارند، از ایران خواسته بود تا یک زندانی آمریکایی را در ازای مجوز سفر، آزاد کند.

چرا عیادت از تخت‌روانچی مهم شد

این اتفاقات در شبکه‌های اجتماعی واکنش‎های متعددی در پی داشت. برخی آن را محکوم کرده و توهین به وزیر خارجه ایران دانسته‌اند و برخی هم با مقایسه آن با رفتار مشابه حکومت ایران با بسیاری از مخالفانش گفته‌اند که لازم است ظریف وقتی از این رفتار دولت آمریکا انتقاد می‌کند در نظر داشته باشد که سال‌هاست بسیاری از فعالان سیاسی خارج از ایران به همین شکل با عزیزانشان دیدار کرده‌اند و در ایران هم بسیاری از زندانیان سیاسی از حق برخورداری از خدمات پزشکی محروم هستند.

مجتبی سمیع‌‏نژاد، فعال حقوق بشر و زندانی سیاسی سابق در توییتر با اشاره به مرگ برادر کوچکترش نوشته است که آزار تبعید یکی از رنج‏هایی است که از طرف حکومت بر او و بسیاری دیگر وارد شده است و به همین دلیل او نتوانسته است برادرش را برای آخرین بار در آغوش بکشد.

مریم افشنگ، خبرنگار بی‌بی‌سی هم در حساب توئیتر خود در واکنش به این خبر نوشت:«آخرین بار که پدرم رو دیدم رو تخت بیمارستان و در کما بود، با همین تکنولوژی نیم‌بندی که مدام قطع می‌شد. بعد هم مشتی خاک و سنگ. نه حق خداحافظی، نه بوسیدن دستش و موهای سپیدش و نه حتی نشستن بر سر خاکش.»

گروهی دیگری از کاربران اما وضعیت دارو و درمان در ایران و عدم توانایی مالی مردم برای دریافت خدمات درمانی مناسب، را دستمایه سرزنش وزیر امرو خارجه قرار دادند و گفته‎اند که برخلاف تخت روانچی که در یکی از بهترین بیمارستان‌های نیویورک تحت درمان قرار گرفته است، مردم در ایران در اثر کمبود دارو و گران بودن خدمات درمانی، امکان برخورداری از خدمات پزشکی استاندارد را ندارند و از این بابت به خاطر عدم عیادت جواد ظریف از دوست قدیمی‎اش متاسف نیستند.

در همین حال گران بودن خدمات درمانی در آمریکا نیز یکی از موضوعاتی بود که با واکنش برخی از کاربران شبکه‎های اجتماعی مواجه شد. در پاسخ به این مساله، علیرضا میریوسفی، رایزن مطبوعاتی نمایندگی ایران در سازمان ملل در توییترش در پاسخ به یک کاربر نوشت: «در آمریکا با توجه به وضعیت هزینه‌های درمانی این کشور، اکثر افراد شاغل و از جمله کارکنان نمایندگی ایران تحت پوشش بیمه درمانی هستند و به طور طبیعی هزینه‌های درمان ایشان توسط بیمه پرداخت می‌شود».

خواهرِ مرضیه امیری، دانشجو و روزنامه‎نگار که در جریان تجمع مقابل مجلس در روز جهانی کارگر بازداشت و اخیرا به ده‎سال و نیم زندان محکوم شده است، در صفحه توییترش نوشت که وقتی خواهرش را به بیمارستان منتقل کردند، مأمور همراه او اجازه نداد که او و مادرش بتوانند با مرضیه دیداری داشته باشند و به او نزدیک شوند.

در این میان نریمان مصطفوی، فعال دانشجویی سابق، هم بستری شدن تخت روانچی در نیویورک را با بستری شدن محمدرضا پهلوی به دلیل سرطان در همین بیمارستان مقایسه کرده و با اشاره به برخوردهای مشابه مردم با هر دو مورد، گفته است که هنوز بعد از گذشت چهل سال در بر همان پاشنه می‌چرخد.

تخت روانچی که به بیماری سرطان مبتلا است در مرکز سرطان «مموریال اسلون کترینگ» تحت درمان قرار دارد، جایی که چهل‏‌سال پیش محمدرضا پهلوی، در آن تحت مداوا قرار گرفته بود.

چرا ظریف اجازه ندارد به دیدار تخت روانچی برود؟

اما محدودیت برای تردد هیئت ایرانی در نیویورک تا چه حد منطبق بر قوانین دیپلماسی و منشور سازمان ملل متحد است؟

بخش سوم کنوانسیون وین که به موضوع «هیأت‌های نمایندگی اعزامی به ارگان‌ها و کنفرانس‌ها» می‎پردازد در ماده ۴۳ به این اشاره می‏کند که:«دولت فرستنده می‌تواند آزادانه هیأت نمایندگی خود را تعیین نماید.» از سوی دیگر در ماده ۱۱ موافقتنامه مقر که بین دولت آمریکا به عنوان دولت میزبان و سازمان ملل امضا شده آمده است که «صرف نظر از روابط دولت‏‌های عضو سازمان با آمریکا، این دولت موظف است که تردد نمایندگان اعضا را تسهیل کرده و مقامات فدارالی، ایالتی و محلی ایالات متحده آمریکا نباید هیچ‌گونه موانعی برای رفت و آمد اشخاصی که از سوی دولت‌های عضو برای مأموریت‌های خود اعزام شده‎اند، به عمل آورد».

این درحالی است که در مورد دیپلمات‏‌های ایرانی پیش از این شعاع ۲۵ مایلی میدانی در نیویورک به عنوان مبنا اعمال شده بود که این‎بار این شعاع تردد بازهم محدودتر شد و تنها حدفاصل دفتر نمایندگی ایران در سازمان ملل تا مقر مجمع عمومی را شامل می‎شد.

با شدت یافتن واکنش‎ها به توییت جواد ظریف، ریچارد گرنل، سفیر آمریکا در آلمان، که یکی از مخالفان سرسخت حکومت ایران است، با انتشار پستی در توییترش، رفتار وزیر خارجه ایران را «ریاکارانه» خواند و با اشاره به محدودیت‏های دسترسی مردم ایران به فناوری و رسانه‌های اجتماعی نوشت که حکومت ایران همچنان به گروگان‎گیری ادامه‎ می‌دهد. او خطاب به وزیر خارجه ایران نوشته است:« باب لوینسون کجاست؟ او ۱۲ سال است که در ایران به گروگان گرفته شده است. طولانی‌ترین زمان گروگان‌گیری یک آمریکایی.»

باب لوینسون در سال ۲۰۰۷ پس از سفر به ایران ناپدید شد. مقامات حکومت ایران از سرنوشت او ابراز بی‎اطلاعی کرده‌‏اند، اما آمریکا می‏‌گوید که او از طرف ایران گروگان گرفته شده است.

سرباز کردن زخم کهنه

حال اگرچه محمدجواد ظریف در گفتگویی اعلام کرده است که وضعیت مجید تخت روانچی روبه بهبود است و به زودی به خانه‏‌اش منتقل خواهد شد، اما باز کردن سر یک زخم همیشگی برای منتقدان حکومت ایران که ناچار به تبعید اجباری شده‎اند، باعث شده تا همچنان واکنش‏‌ها در داخل و خارج از ایران به توییت محمدجواد ظریف ادامه داشته باشد.

درحالی که برخی از مقامات ایران این کار دولت آمریکا را غیرانسانی دانسته‌‏اند، خانواده‌‏های زندانیان سیاسی، فعالان سیاسی خارج از کشور و بسیاری از روزنامه‌‏نگاران با بیان روایت‌‏های مختلفی به وزیر امور خارجه گفته‏‌اند  حکومت ایران دهه‎هاست این روند غیرانسانی را بدعت گذاشته است. روایت‌‏هایی که نشان می‏‌دهد چطور محدودیت‎های ورود به کشور برای بسیاری از ایرانیان مقیم خارج، باعث شده تا آنان حتی فرصت یک خداحافظی با عزیزانشان را نیز نداشته باشند.

به نظر می‏‌رسد محمدجواد ظریف هرچند توانست با توییت خود، واکنش‎های همسویی را در اعتراض به رفتار غیرقانونی حکومت آمریکا برانگیزد، اما از طرف دیگر سببی شد تا بخشی از درد و رنج دیده نشده بسیاری از منتقدان و مخالفان حکومت ایران در تبعید نیز به مدد تکنولوژی و شبکه‏‌های اجتماعی منتشر شده و دیده شود.

بازگشت به صفحه اول