اعظم طالقانی برای من همواره سرشار از رمز و راز بوده است. زنی با اراده آهنین، با زندگانی عجیب و سرشار از حوادث بسیار. عمرشان به ۷۵سال نمی‌رسید؛ اما به‌جرات می‌توان گفت ۶۰سال آن را در صحنه پرتلاطم تاریخ سیاسی معاصر ایران گذراند. شاید بتوان گفت در میان ۱۰فرزند آیت‌الله طالقانی نزدیک‌ترین فرد به پدر، اعظم بود تا جایی که می‌گفتند به لحاظ روش، منش، سبک و سیاق بسیار به پدر شباهت دارد.

اعظم طالقانی سیاستمدار، نواندیش دینی، مفسر قرآن، فعال پیشکسوت ملی و مذهبی، همراه و همسنگر فعالان برجسته سیاسی دوران معاصر آقایان حسین شاه‌حسینی، عزت‌الله سحابی، لطف‌الله میثمی، ابراهیم یزدی، حبیب‌الله پیمان و… بود.

این شانس برای من بود تا در دو مقطع از زندگانی سیاسی از نزدیک با ایشان همکاری کنم و شاهد زیست و سلوکشان باشم:

۱. در فاصله سال‌های ۱۳۷۷ تا ۱۳۷۹ در نشریه “پیام هاجر” بعنوان مسئول سرویس اندیشه که این همکاری تا تعطیلی نشریه در ۱۳۷۹ ادامه داشت.

۲. از ۱۳۷۸ در شورای ائتلاف نیروهای ملی و مذهبی که ایشان جزء پیشکسوتان ملی و مذهبی محسوب می‌شد و قاعدتا ما بعنوان نسل‌های جوان‌تر این امکان را یافتیم تا در همکلامی با آنان از تجربه و دانش‌شان بهره‌مند شویم.

بیوگرافی

اعظم طالقانی در سال۱۳۲۲ در تهران متولد شد و مثل همه دخترها در دوره پهلوی دوم شانس این را داشت تا از تحصیلات مدرن بهره‌مند شود. بسیار نوجوان بود که ازدواج کرد و در ۱۵سالگی مادر بودن را تجربه کرد. دیپلم را در بعد از ازدواج با آقای اقتصاد به پایان رساند و بعد از گذراندن دوره مدیریت به تدریس در مدارس تهران مشغول شد.

آموزش و پرورش به اندازه‌ای برای این نحله فکری اهمیت داشته و دارد که تاسیس مدارس آموزشی توسط زنان و مردان آنها یک سنت حسنه‌ای بوده که تا آنجایی که در توانشان بوده، بدان اهتمام می‌ورزیدند.

اعظم خانم نیز خود به همراه دو خواهرش یک مدرسه راهنمایی دخترانه را به نام بنیاد علوی در تهران تأسیس کردند.

اعظم طالقانی مشهورترین زن سیاسی در ۵۰سال اخیر است. بسیار جوان بود که پا به عرصه فعالیت‌های سیاسی نهاد. بارها و بارها در فاصله سال‌های ۱۳۴۲ تا ۱۳۵۷ به‌خاطر تحت‌فشار قرار دادن آیت‌الله طالقانی ـ پدرش ـ او را بازداشت و تحت‌فشارهای مختلف قرار دادند. گفته می‌شد او را در مقابل چشمان پدر و یا در مجاورت وی شکنجه می‌دادند تا موجب عذاب ایشان شوند. در ۱۳۵۴ بازداشت شد و با دریافت حکم حبس ابد که در آن موقع بالاترین حکم برای یک زن سیاسی بود، به زندان افتاد. البته همین برخوردها با یک زن از خانواده‌ای با این پیشینه مذهبی، خود اقدامی بود که در سمت‌وسو دادن به افکار عمومی تاثیر بسیاری بر جای نهاد.

تلاش‌های فعالان حقوق‌بشر در داخل و خارج از کشور به همراه راه افتادن امواج انقلاب موجب شد در شهریور۱۳۵۶ آزاد شود. او پس از آزادی وارد دانشگاه تربیت‌معلم شد و در رشته ادبیات‌فارسی تحصیلات خود را ادامه داد.

هنوز انقلاب نشده بود که با عده‌ای از زنان همفکر به ایجاد یک تشکل سیاسی زنانه اقدام کرد.  با پیروزی انقلاب جامعه زنان مسلمان را در ۱۳۵۷ تاسیس کرد؛ اما چون می‌خواست از همه مجوزهای لازم برخوردار باشد، در فاصله ۱۳۶۹ تا ۱۳۷۱ با نام “جامعه زنان انقلاب اسلامی” تمامی مجوزهای لازم را دریافت و آنگاه به یک فعالیت چندوجهی در این حزب زنان پرداخت.

در ۱۳۵۸ کاندیدای نمایندگی برای دوره نخست مجلس شورای ملی شد که در پایان انتخابات که دومرحله‌ای برگزار شد، وی در همان مرحله اول در بین ۳۰نفر نمایندگان تهران نفر شانزدهم شد و در ۱۳۵۹ به مجلس پا نهاد. لازم به یادآوری است خانم طالقانی در همان مرحله اول به مجلس وارد شد و سه نفر نماینده زن دیگر مجلس اول در دور دوم (گوهرالشریعه دستغیب) و میان‌دوره‌ای اول (مریم بهروزی) و میان‌دوره‌ای دوم (عاتقه رجایی) به مجلس راه یافتند. همچنین درمقابل ۲۳۹ مرد، تنها چهار نفر زن توانستند به مجلس راه یابند که این تعداد تا سومین دور مجلس هم به همین مقدار ثابت اندک، باقی ماند.

گفته می‌شود با وجود فضای مردانه و انقلابی، اعظم طالقانی توانست از تصویب چند طرح و لایحه علیه زنان جلوگیری‌ کند. از جمله، مهمترین این طرح‌ها این بود که زنان نمی‌توانند در کنکور سراسری دانشگاه‌ها رشته مهندسی‌ کشاورزی را برگزینند. این طرح با مخالفت اعظم‌ طالقانی و نمایندگانی که از او حمایت می‌کردند، روبه‌رو شد و از دستور کار مجلس خارج ‌شد.

اعظم طالقانی پس از پایان دوره نمایندگی دوباره به امر تدریس مشغول شد و چون امتیاز مجله “پیام هاجر” را دریافت کرده بود، تمام اهتمام خود را بر انتشار آن قرار داد. این نشریه تا ۱۳۷۹ به فعالیت خود ادامه داد و در ۱۳۷۹ به همراه سایر روزنامه‌های وابسته به محافل روشنفکر، ملی و مذهبی و اصلاح‌طلب در فرآیند توقیف فله‌ای نشریات توقیف شد.

ویژگی های اعظم طالقانی

۱. توانایی انجام چندین کار در یک زمان واحد: اعظم خانم توانایی عجیبی در انجام چندین کار با یکدیگر را داشت. یک فعالیت سیاسی در مقام دبیرکل حزب “جامعه زنان انقلاب اسلامی” داشت. دارای فعالیت NGOیی بود و بر فعالیت‌های موسسه “نجم” به‌مثابه یک بنیاد تعاون زنان کارآفرین نظارت دقیق داشت.

فعالیت‌های فرهنگی مانند تدریس، تفسیر قرآن، مدیریت نشریه “پیام هاجر” و سپس “پیام ابراهیم” از امور جاریه و هر روزه او بود. تا قبل از عمل دوم پایشان، خانه‌داری، مادری و مراقبت از فرزندی که دارای ناتوانی‌های جسمی است، جزء وظایف همیشگی ایشان بود و عملا روزها را در خانه سپری می‌کردند تا شخصا کنار فرزندشان باشند و بعدازظهرها بعد از خواباندن فرزند به دفتر مراجعه می‌کرد و تا پاسی از شب به مدیریت کارها می‌پرداخت و این بسیار عجیب بود.

پاسی از شب که همه در رختخواب سر بر بالین می‌نهادند، او تازه در دفتر کارش به امور رسیدگی می‌کرد و به اوضاع سروسامان می‌داد. حسابرسی می‌کرد، نشریه می‌بست. قرار ملاقات کاری داشت و حتی مصاحبه می‌کرد. تلفن می‌زد و کارها را پیگیری و گوشزد می‌کرد.

به اینها اگر شرکت در اجلاس‌های خارج از کشور و مدیریت و نظارت بر میراث آیت‌الله طالقانی از جمله “مجتمع فرهنگی آیت‌الله طالقانی” را نیز اضافه کنید؛ دایره و ابعاد وسیع فعالیت‌های ایشان اندکی ترسیم و مشخص می‌شود.

۲. نظارت بر تمامی ابعاد و زوایای مجموعه نهادهایی که به‌نوعی به او مرتبط بودند.

 

۳. داشتن استقلال عمل: با وجود هم‌عصر بودن با مردان سیاسی بزرگی چون شاه‌حسینی و سحابی‌ها و…، شخصیت مغرور و طبع سرکش و مستقل اعظم طالقانی به گونه‌ای بود که درست یا نادرست تصمیم آخر را در هر زمینه‌ای خودش می‌گرفت.

۴. شجاعت و شهامتش در طرح نقطه‌نظرات و پیشبرد اهداف بی‌نظیر و زبانزد بود.

۵. ترس و روحیه محافظه‌کاری نداشت و شاید هم اصلا آنها را نمی‌شناخت.

 

۶. تحصن‌های فردی، اعتراضات، نوشتن نامه به مسئولین رده‌بالای نظام و… از جمله ویژگی‌های منحصربه‌فرد شخص او در پیشبرد اهداف بوده است.

 

۷. سماجت بر دفاع از حقیقت: نمونه این کار را می‌توان در حمایت شجاعانه او و نشریات “پیام هاجر” و “پیام ابراهیم” از آیت‌الله منتظری و نقطه‌نظرات وی در بعد از خلع‌ید از وی و در حصر قرار گرفتن ایشان مشاهده کرد.

۸. به چالش کشیدن اصل۱۱۵ قانون‌اساسی و واژه “رجل”: اعظم طالقانی که فرزند یک مجتهد جامع‌الشرایط بود و خود نیز مفسر قرآن بود؛ بعنوان اولین زن در ایران به چالش با ایجاد ممنوعیت برای تصدی زنان در مناصب سیاسی حکومتی پرداخت و در این راه با کاندیدا کردن خود برای انتخابات ریاست‌جمهوری، اصل۱۱۵ قانون‌اساسی را در رابطه با شرایطی که کاندیدای ریاست‌جمهوری باید داشته باشد، از جمله آنکه باید از رجل سیاسی باشند را به چالش کشید.

 

اصل۱۱۵ قانون‌اساسی مقرر می‌دارد: “رییس‌جمهور باید از میان رجال مذهبی و سیاسی که واجد شرایط زیر باشند انتخاب گردد: ایرانی‌الاصل، تابع ایران، مدیر و مدبر، دارای حسن‌سابقه و امانت و تقوی، مومن و معتقد به مبانی جمهوری اسلامی ایران و مذهب رسمی کشور”. شرایط مزبور عینا در ماده (۳۵) قانون انتخابات ریاست‌جمهوری اسلامی ایران آورده شده است.

اما همین عبارت کوتاه رجل سیاسی و مذهبی و تعریفی که برای آن آمده است، منشا و علت‌العلل تفاسیر بسیار زیاد طی سال‌های گذشته بوده است. چه آنکه رجل مذهبی و سیاسی به دلیل نداشتن تعریف مشخص زمینه را برای ردصلاحیت‌های مختلف علی‌الخصوص کاندیداهای زن انتخابات ریاست‌جمهوری فراهم ساخته است.

اعظم طالقانی در مجموع چهار بار برای انتخابات ریاست‌جمهوری ثبت‌نام کرد و همواره نیز می‌گفت می‌خواهد تکلیف واژه “رجال” را مشخص کند. از نظر او، هیچ منعی برای کاندیداتوری و ریاست‌جمهوری یک زن نیست؛ زیرا از نظر او تعبیر رجال معادل جنس مرد نیست.

او در این راه به سراغ علمای مذهبی رفت و در این مسیر عده‌ای را نیز همراه خود یافت و عده‌ای را نیز همراه ساخت. آخرین‌بار در ۱۳۹۶ در شرایطی که با ویلچر از پله‌های وزارت کشور بالا می‌رفت، عنوان کرد تا زمانی که برایش امکان داشته باشد، با این برداشت از این اصل مقابله و در برابر آن مقاومت خواهد کرد.

اعظم طالقانی در سال ۱۳۹۴ نیز در دو انتخابات مجلس و خبرگان رهبری کاندیدا شد؛ اما با ردصلاحیت شورای‌نگهبان مواجه شد.

۹. همراهی با جنبش‌های اعتراضی مردم در بعد از انقلاب: یکی از ویژگی‌های اعظم طالقانی قرار گرفتن در کنار مردم در اعتراض به خارج شدن انقلاب ۱۳۵۷ از مسیر اصلی خود و دور شدن از آرمان‌های آزادی و استقلال و برابری بود. این همراهی را در جنبش اصلاحات و جنبش سبز به وضوح می‌توان دید. طالقانی دو نشریه “پیام هاجر” و “پیام ابراهیم” را به تریبونی جهت نقد وضعیت موجود و اعتراض به سیاست‌های اتخاذی در عرصه‌های مختلف، سوءمدیریت، فساد و… توسط دولت و نظام از سویی و نیز اعلام مواضع نیروهای همسو در نقد وضعیت موجود از سوی دیگر قرار داد.

۱۰. تلاش برای بهبود وضعیت زنان؛ دغدغه‌ای همیشگی: اعظم طالقانی و گروه همراهانش در تمام سال‌های بعد از انقلاب تمامی امکانات حزب جامعه زنان انقلاب اسلامی را در خدمت رشد توانمندی‌های زنان، آموزش، کارآفرینی و اشتغال‌زایی، برگزاری کلاس‌های آموزشی و… زنان قرار داد.

به‌جرات می‌توان گفت اعظم طالقانی با سبک و شیوه خاص خود، مدلی از حضور اجتماعی زنان مسلمان را به جامعه ارائه کرد و در زمانی که سایر طیف‌های فعال زن در محدودیت‌های مختلف قرار داشتند، دفتر جامعه زنان انقلاب اسلامی تنها جایی بود که به اتکاء آن می‌شد بیانیه داد، جلسات و نشست‌های مختلف برگزار کرد، در اجلاس‌های خارجی شرکت کرد مطالبات زنان ایران را مطرح کرد و حتی در پشت سر او تا مقر ریاست‌جمهوری نیز رفت و صدای اعتراض خود را بر اعمال محدودیت‌ها به گوش همگان رساند. بستری بود که جنبش زنان می‌توانست با استفاده از آن برای خود سپر امنیتی ایجاد کند.

گفتمان اعظم طالقانی در حد فاصله دوران پس از جنگ تا جنبش اصلاحی ۱۳۷۶ و حتی در بعد از آن در شرایط متصلب سیاسی و اجتماعی گفتمانی بود که می‌شد با هزینه کمتر، شعله مقاومت و مبارزه جنبش زنان را روشن نگاه داشت و نهادهایی که او با زحمت بسیار ایجاد کرده بود، امکانی شد برای بیان خواسته‌ها و مطالبات انباشته‌شده زنان به صورت یک خط مستمر و پیوسته.

***

بی‌شک نام اعظم طالقانی در تاریخ معاصر ایران بعنوان مبارزی استوار بر اصول و اخلاق، سیاستمداری شجاع، زنی با اراده پولادین و نیز میراث‌داری باارزش باقی خواهد ماند.

منبع: کانال تلگرامی راهبرد

بازگشت به صفحه اول