مصاحبه اخیر شبکه صدا و سیمای جمهوری اسلامی با کسی که استاد ادبیات و علوم قرآنی دانشکده الهیات معرفی شده بود و سخنان تحریک‌آمیز ایشان به زجرکش کردن معترضین خیابانی یا بریدن دست و پایشان در جهت خلاف و یا تبعیدشان به وسط دریا، با استناد تحریف‌آمیز به آیه ۳۳ سوره مائده! موجی از تعجب و تنفر در جامعه برانگیخت و نیز حربه‌ای به دست اسلام‌ستیزان داد تا هرچه بیشتر با استناد به گفته‌های ظاهرا مبتنی به قرآن، بر زشت‌گویی خود علیه اسلام و قرآن بیفزایند.

حقیقت این است که چنین آیه‌ای البته در قرآن وجود دارد، اما برای فهم آیات باید زمان، مکان، موضوع و مصداق آن را در نظر گرفت، وگرنه با چشم فروبستن به قبل و بعد آیه و زمینه تاریخی آن نتیجه‌ای معکوس گرفته می‌شود. شرح کوتاه زیر در بیان آن شرایط تاریخی و شان نزول آیه مورد استناد است.

چهارده قرن و نیم پیش در روزگار جاهلیت در شبه در جزیره عربستان، در میان قبایلی پراکنده که بت می‌پرستیدند و زندگی را با جنگ و غارت می‌گۗذراندند، مردی ظهور کرد که آنان را به خداوند یکتا و اخلاقیات دعوت کرد و از شرک و ددمنشی و دشمنی بازداشت و با برادری و برابری آشنا نمود. اما پاسداران نظام بت‌پرستی تاریخی، همان اربابانان زور و زر و تزویر، که منافعشان به خطر افتاده بود، اجابت‌کنندگان دعوتش را چنان تحت فشار و شکنجه و آزار قرار دادند که دو بار مجبور شد برای حفظ جانشان به حبشه هجرتشان دهد.

سرانجام پس از ۱۳ سال صبر و مقاومت، هنگامی که در توطئه‌ای دسته‌جمعی قصد جان خود او و ریشه‌کن کردن پیامش را کرده بودند، شبانه از مکه گریخت و از بیراهه به یثرب مهاجرت کرد.‌او با تنظیم پیمانی مسالمت‌آمیز با ساکنان اکثریت نامسلمان یثرب و قبایل یهودی اطراف شهر، نظامی مدنی با حقوق شهروندی مساوی برپا کرد و آن شهر پس از پیمان همزیستی مشترک، «مدینه النبی» (شهر پیامبر) نام گرفت، با این حال در مدینه نیز دست از او برنداشتند و نبردهای خونینی را با توطئه مشترک یهود، قبایل بت پرست و منافقانی که ریاکارانه زیرماسک ایمان پنهان شده بودند علیه او و پیروانش تحمیل کردند.

آیه ۳۳ سوره مائده ۹ سال پس از هجرت به مدینه و تشکیل مجتمعی مسالمت‌آمیز با نظام امن و آزاد شهروندی، در شرایطی نازل شده است که با وجود سامان یافتن جامعه‌ای نمونه، سردمداران سابق یثرب، که اینک به‌دلیل گرایش اکثریت مردم به یکتاپرستی موقعیت و منافع خود را از دست داده و به شیوه نان به نرخ روز خوردن منافقانه ادعای مسلمانی می‌کردند، همچنان که هر جامعه بازی دشمنانی دارد، در ارتباط پنهانی با قریش و قبایلی بدوی، که هنوز پای‌بند بت‌پرستی بودند، دست از تحریک و توطئه برنمی‌داشتند و با افروختن آتش نبردهای مختلف قصد براندازی و بازگشت به روزگار جاهلیت را داشتند.

آیه مذکور برای دفاع در برابر متجاوزان محاربی که جنگ‌افروزی و آدم‌کشی کرده و موجب «فساد»(نا امنی و آشوب درشهر) می‌شدند، برحسب شدت عمل آنان و مواضع و موقیتشان، چهار نوع کیفر متفاوت متناسب با خطرشان پیشنهاد کرده تا مسئولین امر با توجه به مصلحت یکی از آنها را اجرا کنند:

یکم-اگر عده و عُده ای دارند و حمله‌شان جدی و سهمگین است، به شدت با آنان برخورد کنید (ان یقتلوا…)، تا دنباله لشکر و حامیانشان هوای کار خود بدانند ( توضیح بیشتر در انفال ۵۷).
دوم- اگر حملاتشان به شدت عمل نیاز نداشت، به دار زدن کشتار کنندگان اکتفا کنید( او یصلبوا…).
سوم- اگر قتل و غارت‌های پراکنده و سپاهی اندک داشتند، سرانگشتان دست و پای متجاوزانی که شمشیر تجاوز بر شما بلند کرده و بر شما تاخته‌اند را در جهت معکوس قطع کنید تا (در جامعه ای که هنوز زندانی برای نگهداری متجاوزان وجود نداشت) بار دیگر قصد قتل و غارت شما نکنند ( او تقطع ایدیهم و ارجلهم من خلاف…). این شیوه بازداری را در انفال ۱۲ نیز بیان کرده است: واضربوا منهم کل بنان.
چهارم – اگر حملات ایذایی و نفراتی اندک داشتد، همین که با تبعیدشان به شهری دیگر خطرشان را از شهر دورسازید کفایت می‌کند ( او ینفوا من الارض).

توصیه‌های مرحله‌ای فوق در جامعه‌ای قبیله‌ای که هیچ محدودیتی برای انتقام از دشمن وجود نداشت و متجاوز و اسیر و فراری زخمی و زن و مرد را به تیغی یکسان سرمی‌بریدند، تماما حالت دفاعی در جنگی تحمیلی داشته که امروز نیز در هیچ کشور مترقی دنیا، البته به تناسب روزگار، در برابر متجاوز سر تسلیم فرو نمی‌آورند؛ مثالش ژاپن اخلاقی که کشتی‌های جنگی آمریکا را در بندر «پرل هاربر» به قعر دریا فرستاد و آمریکای پیشرفته‌ای که دو شهر ژاپن را با بمب اتم نابود ساخت!

متاسفانه پس از رحلت پیامبر، دشمنان دیروز(معاویه پسر ابوسفیان، رهبرپیشین دشمنان اسلام) و یزیدبن معاویه از این آیه و امثال آن ( همچون آیات مربوط به فریضه امر به‌معروف و نهی امنکر)، مستمسکی ساختند تا با آن مخالفان خود، از جمله خاندان پیامبر را در واقعه کربلابه عنوان محارب با امیرالمومنین یزید و خروج بر حکومت حقه وقت قتل عام و زنانشان را اسیر کنند.

و این چنین تحریف آیات توسط حکمرانان بنی امیه و بعدها بنی‌عباس، به کمک آخوندهای درباری و پیوند شوم زور و زر و تزویر تداوم یافت و چماقی به دست مستبدین صفویه و قاجار و هم امروز در نظام ولایت مطلقه فقیه داد تا با احکام تحریف شده: محارب، مفسد و باغی و… مخالفین سیاسی خود را سرکوب کنند.
اینک باید دید مصداق امروزی آیه ۳۳ سوره مائده، یعنی «کسانی که با خدا و رسول او می جنگند و دراین سرزمین فساد می‌کنند» چه کسانی هستند؟ جنگ با خدا که معنا ندارد! رسول او نیز که از دنیا رفته است، اما جنگ و جنایت در حق پیروان «کتاب» خدا و سنت «رسولش» قابل فهم است؛ با معیار «کتاب و سنت»و  آیا اجتماع مردمانی جان به لب رسیده از جور حاکمان در خیابان‌های شهرهای یک کشور و تظاهرات اعتراض آمیز آنان علیه تصمیم گیرندگان مستبد، محاربه با خدا و رسول محسوب می‌شود، یا آتش گشودن به مردمی که از گرانی و گرسنگی خانواده خود به استیصال رسیده‌اند؟

آیا مصداق امروزی اصطلاح «مفسد فی‌الارض» اکثریت ملتی هستند که ۷۰ درصد آنان زیر خط فقر از شدت گرانی به فلاکت رسیده‌اند، یا وابستگان به نظامی که کوس رسوایی آنان در «فساد» فراگیرمالی و رانت خواری‌های نجومی‌ از بیت‌المال به عالم رسیده است؟

گوئیـا باور نمی‌دارند روز داوری /  که‌این همه قلب و دغل در کار داور می‌کنند
یا رب این نو دولتان را بر خر خودشان نشان / که‌این همه ناز از غلام ترک و استر می‌کنند

آنها مکرو حیله خویش به تمامه (برای سرکوب مخالفین) به کار بستند، حال آنکه مکرشان نزد خدا (آشکار)است، هرچند مکرشان کوه را هم بلرزاند (سوره ابراهیم آیه۴۶).

وَقَدْ مَکَرُوا مَکْرَهُمْ وَعِنْدَ اللَّهِ مَکْرُهُمْ وَإِنْ کَانَ مَکْرُهُمْ لِتَزُولَ مِنْهُ الْجِبَالُ

بازگشت به صفحه اول