یادداشت

«افسون شریعتی»؟ کوری عصاکشِ کوری دگر شود!

 اخیرا در شماره ۵۵۹ هفته‌نامه تجارت فردا، مطلبی به قلم محمد طاهری، سردبیر این هفته‌نامه و سایر نویسندگان نوشته شده است با عنوان افسون شریعتی! بعلاوه، بر روی صفحه، علی شریعتی را بطور اغراق‌آمیزی بصورت یک شعبده‌باز به تصویر کشیده

میانه روی دیرهنگام اما امیدبخش؛ تحلیلی بر استقرار دولت جدید

اگر روند تحولات سیاسی کشور را در شش ماه گذشته (از ابتدای اسفند ۴۰۲ تا اول شهریور ۴۰۳) بررسی کنیم، یک نتیجه بیشتر نمی توانیم بگیریم: ناگهان کشتی‌بان را سیاستی دیگر آمده است! سیاستی که نه در زمان برگزاری انتخابات

طائب راست می گوید اما دروغی بزرگ را پنهان می کند!

امروز وقت گذاشتم و دو ساعت مناظره آقایان مهدی طائب و احمد زیدآبادی را دیدم و شنیدم. موضوع گفتگو و مناظره رخداد خونین ۱۳۸۸ و به طور خاص حصر آقایان میرحسین موسوی، مهدی کروبی و خانم زهرا رهنورد بود. مناظره‌ای

ایران آینده و آینده تشیع؛ در باب نسبت جامعه ایران با مذهب تشیع فردای جمهوری اسلامی

اسلام سیاسی در تمام خوانش‌هایش به پایان نظری خود رسیده و تنها پایان عملی و واقعی اش در ایران و افغانستان طالبان باقی مانده است. روند تحولات در این دو نماد اسلام بنیادگرا یکی شیعی و دیگر سنی، دیر یا

دلایل خشونت ساختاری در ایران چیست؟

خشونت علیه دو دختر نوجوان ایرانی و کودکی افغانستانی به سرعت و گستردگی در رسانه های اجتماعی بازتاب یافت. در صحنه ای دیگر، یکی از مامورین نیروی انتظامی با تهدید شهروندانی که پیرامون او جمع شده بودند، به فحاشی علیه

کاسبان تحریم

خودشان را شبیه به عامه‌ی مردم جا می‌زنند. تن‌پوشِ کت و شلوار و پیراهن‌شان را نه بر اساس وُسع جیب‌ پر پولی دست‌چین می‌کنند؛ که اغلب از یکی دو فیش حقوقی پر می‌شود؛ بل‌که بر طبق سفارشات سازمانی و یا

لکوموتیوران و دهقانان فداکار

۱. در طی انتخابات اخیر، مدام شنیده‌ایم که گفته می‌شود: پزشکیان نمی‌تواند کاری از پیش ببرد؛ مگر یک تدارکاتچی چقدر قدرت دارد؛ باید آن دیگری بخواهد وگرنه فرقی بین جلیلی و پزشکیان نیست. اظهار نظرهایی از این دست در روزهای

دمکراسی در دو حرکت

اگر انتخابات و به ویژه انتخاب ریاست جمهوری در کشوری مانند ایران را یک فرآیندی ترسیم کنیم که می خواهد نمایش دمکراسی باشد ولی در حقیقت تلاش اقشار مختلف مردم ایران برای تحقق دمکراسی ست، حرکت مردم ایران در چهاردهمین

انتخابات اضطراری و دستاوردهایش

دستاوردهای انتخابات چهاردمین دوره ریاست جمهوری برای من اگر با اهمیت تر از انتخابات دوم خرداد نباشد، کمتر نیست! چه بسا تأمل برانگیزتر است و چه بسا بار دیگر قابلیت ایجاد یک گفتمان سیاسی را در جامعه و این بار

شبح و شمایل یک رهبر

تصویری از پشتِ پرده در دست نیست. کسی خبری نزدیک از حال‌واحوال او در رخ‌دادهای مختلف سیاسی نداده و نمی‌دهد. از ترس و دودلی‌ها و کابوس‌های او. از ذوق کردن‌ها و شادی‌های او. از همه‌ی حس‌وحال‌های عجینِ انسانِ در همه

جنس اصلِ قدرت

ساده و بی‌تکلف! شاید هم خودمانی و بی‌ریا و راحت و بی‌غل و غش در چشم و نظر طرفدارانش. کسی‌که سعی می‌کند از نحوه‌ی صحبت کردن و رخت‌ولباس‌اش گرفته تا محیط کار و ماشین زیرپای‌اش، به ساده‌گی توده‌ی مردم نزدیک‌تر

انتخابات و دفع تهدیدِ فرقۀ جلیلی

اگر مجال مشارکت در انتخابات روز جمعه را در کانادا داشتم، حضور می یافتم و به مسعود پزشکیان رای می دادم. پیشتر دربارۀ « نفی دوگانۀ تحریم و مشارکت» نوشتم و توضیح دادم که چرا در دور اولِ انتخابات ۱۴۰۳

آچمزگریختگان دست به مهره

البته که هر کسی محق است نسبتش را با انتخابات تعیین کند. تحریم هم به نظر من ابزار مدنی و مهمی است که نمی‌شود از آن صرفنظر کرد، کما این که احتمالا تنوع بیشتر کاندیداها در این دوره تا حدی

علی و حوض انتخابات

تنور انتخاباتی که به راه انداخته بود؛ به‌ظاهر گرم شده بود. انگاری اکثریت نگاه‌ها را به سمت نهادهای انتخاباتی خود جلب کرده بود. عکس نشست‌های شورای نگهبان بود که هم‌رسانی می‌شد که مثلا داشتند صلاحیت کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری را

چرا به مسعود پزشکیان رای می‌دهم؟

من ، در دور اول انتخابات ریاست‌جمهوری رای ندادم، زیرا شرایط را برای شرکت در انتخابات  مناسب نمی دانستم ولی الان بین دو گزینه‌ی باقی مانده حتما به مسعود پزشکیان رای می‌دهم ، تا هم به دلیل وجه ایجابی و

نافرمانان مدنی و تدبیر سیاسی در راند دوم

دور نخست رای‌گیری با تمام پیچیدگی‌هایش و برخلاف پیش‌بینیِ بسیاری از تحلیلگران و اندیشمندان سیاسی، با پیروزی شگفت‌آور نافرمانان مدنی به پایان رسید. مشهورترین اساتید دانشگاه، تعدادی از مشهورترین سلبریتی‌های هنری و ورزشی و تمام احزاب و جریانات سیاسی و

آری به پزشکیان، «نه» به جلیلی

مرحله اول انتخابات کشور برگزار شد و رقابت میان مسعود پزشکیان و سعید جلیلی به دور دوم کشیده شد. برای من که در مرحله اول گفتن یک آری به پزشکیان لازم بود، اما در این مرحله نه فقط رای آری

عقلانیت تحریم‌

طرفداران شرکت در انتخابات مدام وانمود می‌کنند که اهل تحریم، منطقی و عاقلانه فکر نمی‌کنند؛ احساسی و عصبانی هستند و راه حلّ‌ آلترناتیوی ندارند. لذا تحریم از دیدگاه ایشان به طرز ساده و آشکاری غیرعاقلانه است. قصد من فراخوان دادن

انتخابِ ناگزیر و سختِ بینِ آزادی یا استقلال

بلافاصله بعد از شب های شعر کانون نویسندگان، بخش روشنفکریِ مذهبی ها، ۱۰ شب سخنرانی گذاشتند. چون حسینیه ارشاد توسط رژیم تعطیل شده بود، برنامه در مسجد قبا هم جوار حسینیه برگزار می شد. بعد از یاد آوری صحنه چند

پاکت سربسته انتخابات

… ۰) می گویند استالین زمان مرگ دو پاکت سربسته به رهبران بعدی خروشچف و مالنکوف می دهد و می گوید بعد از مرگ من اگر دیدید اوضاع مملکت همچنان خراب است پاکت اول را باز کنید و اگر مدتی

چک سفیدامضای «پزشکیان» به رهبری را نقد نکنیم

اگر خاتمی به عنوان رهبر کاریزماتیک اصلاح‌طلبان در ۹۲ «تَکرار» نمی‌کرد و عارف به حکم او کناره نمی‌گرفت، «حسن روحانی» سرو کله‌اش هم به خیابان پاستور نمی‌افتاد. خاتمی تکرار کرد و در این تکرار چک سفید امضایی به نمایندگی از

«این وطن زندان و ما زندانیان»؛ چرا رای نمی‎دهم؟!( در نقد محسن رنانی)

روزی شاگردی به ارسطو گفت: چرا به استادت افلاطون اینقدر خُرده می‎گیری؟ ارسطو گفت من افلاطون را دوست دارم اما حقیقت را بیشتر! از این رو می‎گویم من رنانی را دوست دارم اما حقیقت و ایران را بیشتر! امید است

چرا رای نمی‌دهم؟

در روزهایی که بحث بر سر شرکت کردن یا نکردن در انتخابات گرم است، لازم دیدم دلایل خودم را برای تحریم انتخابات بیان کنم چراکه مباحثه بین دو سر رادیکال طیف(مدافعان مشارکت همیشگی و مدافعان تحریم همیشگی) است و رویکرد

چرا به پزشکیان رای می‌دهم؟

چرا رای می‌دهم؟ پس از جنبش زن زندگی آزادی، تصور من بر این بود که رای دادن دیگر بی‌معنی است، اما امروز معتقدم که رای دادن درست‌ترین عمل برای رسیدن به یک آینده خوب برای ایران است. برای این ادعای

تاریخچه، مفهوم و معیار رأی دادن در انتخابات ۱۴۰۳

مقدمه من در ماهیّت استبدادی جمهوری اسلامی پس از ادخال ولایت فقیه توسط مجلس خبرگان اول — حتی ولایت فقیه غیر مطلقه— هیچ حرفی ندارم. ایران مثل یک بیماری است که سرطان خون یا ویروس ایدز هشتاد درصد بدنش را

مروری بر ابهامات مندرج در استدلال‌های طرفداران مشارکت در انتخابات

پس از مرگ مشکوک رییسی در سقوط بالگرد، بار دیگر بازی تحریم/مشارکت در بین بخشی از نخبگان البته با طنینی متفاوتر از نمونه های پیشین، بالا گرفته است. روند صعودی و چشمگیر طرفداران تحریم در بین مردم و نخبگان که

متغیرهای تازه در معادلات انتخابات در ایران

مرگ ابراهیم رییسی چیزی را در معادلات سیاسی ایران تغییر داده است که بدون لحاظ کردن آن رفتن بر روش پیشین چیزی کم از فقدان خرد ندارد. جمهوری اسلامی پس از دوره‌ی اول حسن روحانی، پیاپی دست اندر کار سرکوب